اقتصاد پایدار با افزایش زنجیره ارزش تولید

حلقه‌هایی برای زنجیره‌های بزرگ

صفیه رضایی - گروه صنعت: واحدهای صنعتی باید با توجه به نیاز روز و شرایط اقتصادی فرآیند تولید محصولات خود را به نحوی برنامه‌ریزی کنند که هم نیاز مصرف‌کننده تامین شود و هم با توجه به اینکه شرایط ورود محصولات ایرانی به بازارهای بین‌المللی فراهم شده افزایش تولید، کاهش هزینه و سودآوری بیشتر را در پی داشته باشند.

دنیای صنعتی امروز آنچنان در مدار رقابتی پیش می‌رود که خواه ناخواه تولیدکنندگان و صاحبان صنعت باید خود را برای برآورده کردن نیازهای مشتریان در این مدار پویا و پرتلاطم قرار دهند. در این مسیر باید راهبردهای کلی تولید به نحوی باشد که در نهایت به بالاترین میزان ارزش و سودآوری در هر مرحله از فرآیند تولید منجر شود. به عبارتی زنجیره تولید باید در هر مرحله ایجاد ارزش افزوده کند و بتواند بیشترین سودآوری را در پی داشته باشد. هنر مدیران صنعتی را می‌توانیم در بعدی از زنجیره تولید تعریف کنیم که بیشترین میزان تولید، تنوع و توسعه محصول با حفظ ارزش بالا لحاظ شود. از فعالیت‌های اصلی گرفته تا فعالیت‌های حمایتی در سیستم صنعتی؛ تمامی عملیاتی که یک سازمان صنعتی می‌تواند برای کسب بیشترین سودآوری و رساندن کالای نهایی به‌دست مشتری اجرایی کند به‌طور قطع نیازمند مجموعه‌ای از عوامل است. امروزه رقابت جهانی، تغییر بازارهای مصرف و سطح نیازمندی‌ها و فناوری‌های جدید، راه‌های جدید ایجاد ارزش را به لحاظ کیفیت در فرآیند تولید به وجود آورده است. البته در این میان فرصت‌ها و خطرپذیری‌های بسیاری نیز به وجود می‌آید که پیش‌بینی‌های گذشته تولیدی را برای آینده با تردید روبه‌رو می‌کند از این رو نیاز است که مدیران صنعتی و صاحبان صنایع، زنجیره ارزش در مقیاس تولید را تعریف و حتی بازتعریف کنند.


حلقه‌هایی از یک زنجیره
زنجیره ارزش مجموعه‌ای از عملیاتی است که در یک صنعت به صورت زنجیروار انجام می‌شود تا به خلق ارزش منتهی شود. محصولات از حلقه‌های این زنجیره عبور می‌کنند و در هر حلقه ارزشی به محصول نهایی افزوده می‌شوند. تمام فعالیت اصلی همچون برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری تولید، ذخیره‌سازی، بسته‌بندی، مونتاژ، تامین و تعمیر تجهیزات، حمل‌ونقل، مدیریت توزیع، بازاریابی و فروش خدمات پس از فروش و فعالیت‌های حمایتی همچون تامین مواد اولیه، توسعه فناوری و طراحی صنعتی، مدیریت منابع انسانی و زیرساخت‌های مالی سازمان صنعتی همه و همه در زنجیره ارزش قرار دارند. تولیدکنندگان هر صنعت باید تلاش کنند محصولاتی را به‌دست متقاضیان خود در بازارهای داخلی و جهانی برسانند که دارای بالاترین کیفیت و ارزش برای آنها و بالاترین سودآوری برای خود باشند. این ارزش باعث ایجاد مزیت رقابتی برای واحد صنعتی در بازار می‌شود و در نهایت به پیروزی و سرآمد شدن یک تولیدکننده در میان رقبای خود در بازارهای داخلی یا بین‌المللی می‌انجامد.
البته ایجاد و تحویل یک کالای باارزش چندان ساده نیست و یک واحد صنعتی باید در یک زنجیره ارزش فعالیت‌هایی را هماهنگ کند تا به تولید محصول نهایی باارزش منجر شود. فرقی هم نمی‌کند که واحدهای صنعتی کوچک یا بزرگ باشند بلکه هدف تدوین و هماهنگی فعالیت‌هایی است که بیشترین میزان ارزش افزوده را در هر مرحله از تولید رقم بزند. سرفراز هاشم‌خانی زلفانی، کارشناس ارشد آینده‌پژوهی دانشگاه صنعتی امیرکبیر در این زمینه به صمت گفت: نمی‌توان از واحدهای صنعتی کوچک انتظار موفقیت زیاد در فضای رقابتی داشت اما به‌طور قطع به واحدهای صنعتی بزرگتر می‌توان بیشتر امیدوار بود. البته یک مدیریت صنعتی باید بتواند تا آنجا که ممکن است از قیمت تمام‌شده تولید بکاهد. حتی با وجود افزایش قیمت تمام‌شده تولید می‌توانیم تصور کنیم که نشان کالا و کیفیت آن می‌تواند ارزش‌افزوده بالاتری را به همراه بیاورد. وی افزود: اضافه کردن ارزش به فرآیند تولید موجب افزایش قدرت رقابت‌پذیری می‌شود. یک مدیر صنعتی برای حفظ سهم بازار، افزایش و گسترش آن اقدامات گوناگونی را می‌تواند انجام دهد که تحت‌تاثیر عوامل مختلفی قرار می‌گیرد. هرچند باید در نظر بگیریم که ساختار اقتصادی کشور در شرایط منحصر به فردی قرار دارد که قابل مقایسه نیست و چندبعدی اندیشیدن و آینده‌نگر بودن در آن بسیار ضروری و در عین حال پیچیده و پرخطر است. یک مدیر صنعتی باید پیش‌بینی کند که سرانجام شرایط اقتصاد آزاد حاکم خواهد شد و این بدین معناست که شاید بسیاری از قسمت‌های صنعت قدرت رقابت‌پذیری خود را از دست بدهد اما در کنار آن قدرت‌های اقتصادی جدید و موفقی در صنعت ظهور خواهد کرد که درحال‌حاضر رقبای ناشناخته‌ای هستند. شرایط همکاری‌های بین‌المللی بیشتر و شرایط سیاسی و اقتصادی مدیر صنعتی به‌ویژه در بخش خصوصی را دچار چالش می‌کند.


ارزش‌سازی در اقتصاد
هاشم‌خانی‌زلفانی با اشاره به اهمیت بالاترین میزان ارزش و سودآوری در فرآیند تولید گفت: ارزش‌سازی در اقتصاد و معیشت همیشه بسیار دشوارتر از تصور است و می‌بینیم در صورت رفع نشدن نیازهای اولیه و اساسی مردم هیچ تفکری موفق نخواهد بود. با این حال یک مدیر موفق صنعتی در این دوران سعی می‌کند ارزشی متناسب با ساختار اقتصادی کنونی طراحی کند که تکاملی بوده و چشم‌انداز بلندمدتی داشته باشد. با توجه به اقتصاد دولتی، اصلاح ساختار در جهت رشد اقتصادی ضروری به نظر می‌رسد و مدیران موفق کسانی خواهند بود که به جز مصرف‌کنندگان و مشتریان برای ساختارهای بزرگتر صنعتی - اقتصادی و نهادهای تصمیم‌گیر ارزش‌سازی کنند. رشد چندوجهی واحدهای صنعتی مانند یک کشتی عمل خواهد کرد که رقابت اصلی را در مسیری امن امکان‌پذیر می‌کند.


ارتباط بیشتر حلقه تولید با مصرف
هرچند ترسیم حلقه‌هایی از زنجیره ارزش در شرایط اقتصادی ناپایدار سخت است اما باید در نظر گرفت که نیازمندی‌های مصرف‌کنندگان روزبه‌روز تغییر می‌کند و تولیدکنندگان نباید خود را از تنوعی که در اقتصاد مصرف به وجود می‌آید کنار بکشند. سعید ترکمان، عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی سمنان در این زمینه به صمت گفت: حوزه‌های سودآوری واحدهای صنعتی از گردش کالا به گردش اطلاعات بر پایه افزایش بهره‌وری تغییر کرده و این در حالی است که بسیاری از واحدها خود را با این تغییر نگرش هماهنگ نکرده‌اند؛ چراکه بازار مصرف را در اختیار ندارند و آنچنان که باید بهره‌وری در این فضا برای بخش تولید بالا نرفته است. بیشترین مشکل هم به نبود گردش اطلاعات و بهره‌وری پایین برمی‌گردد. اطلاعات کافی درباره نیازمندی‌های مصرف‌کننده برای تولیدکننده مشهود نیست تا تولید بهره‌وری را نیز شاهد باشیم. البته به نظر می‌رسد در هر دو بخش نیز ورود نکردیم و نتوانستیم ارزش افزوده بالاتر و حتی تولید صنعتی با صرفه اقتصادی بالاتری را داشته باشیم. برآیند این مشکل آنجایی خود را نشان می‌دهد که مصرف‌کننده بازار مناسبی برای تامین نیازمندی‌های خود ندارد و تولیدکنندگان نتوانسته‌اند تمرین مناسبی برای تامین نیازمندی‌های داخلی و حتی افزایش تولید به منظور صادرات داشته باشند از این‌رو این زنجیره تولید و تقاضا نتوانسته به کمک یکدیگر بیاید. نتیجه آن نیز گلایه‌مند شدن مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان است که ناشی از رغبت کمتر به بازار و کوچک شدن آن است. ترکمان با اشاره به فضای پسابرجام گفت: به‌طور قطع در فضای گشایش اقتصادی شرایط بهتری را برای رقابتی شدن فناوری، باز شدن چترهای حمایتی و اختصاص یارانه‌های ارزی می‌توان در نظر گرفت. درنتیجه با بیشتر شدن فضای رقابتی می‌توان رشد منفی صنعت را نیز جبران کرد. تولید مشترک و استفاده از نشان‌های معتبر جهانی، ارزش‌افزوده بالاتر و سودآوری و بهره‌وری بیشتری برای تولیدکنندگان به ارمغان می‌آورد. در این میان نمی‌توان گفت که تنها صنایع بزرگ در این جهش سهیم هستند و تفکیک موردی میان صنایع کوچک و بزرگ به وجود آورد بلکه هرکدام از رشته‌ها و واحدهای صنعتی که نتوانند خود را با این شرایط تطبیق دهند آسیب جدی می‌بینند.


فراتر از حلقه‌های یک زنجیره
 یکی از لوازم اصلی برای بالا بردن ارزش و کیفیت کالا، استفاده از راهبردهای نوآورانه و کسب دانش فنی روز است. این مهم می‌تواند زمینه تبدیل مواد اولیه به احتیاجات روز متقاضیان را فراهم کند تا لازم نباشد مصرف‌کننده به دنبال تامین نیاز خود در میان کالاهای خارجی باشد. این همان نکته مهمی است که بارها و بارها بر آن تاکید می‌شود و در محور جلوگیری از خام‌فروشی نمود پیدا کرده است. ضعیف بودن صنایع فرآوری و تبدیلی یکی از مشکلات ریشه‌ای است که در بسیاری از صنایع حس می‌شود. اینگونه می‌شود که باید مواد اولیه تولید به کشورهای دیگر صادر و محصولات نهایی با نشان مرغوب و خارجی وارد شود و مصرف‌کننده داخلی هم نیاز خود را از طریق کالاهای خارجی تامین کند. درحالی که اگر فناوری و تجهیزات تولیدی و صنایع تبدیلی در زنجیره ارزش قرار می‌گرفت نیاز مصرف‌کننده داخلی تامین و حتی زمینه برای صادرات مهیا می‌شد هرچند در زنجیره ارزش باید فعالیت‌های حمایتی همچون نوسازی ماشین‌آلات و تجهیزات تولیدی، حمایت‌های ارزی و رقابتی شدن بازار تولیدی وجود داشته باشد تا تولیدکنندگان تنها به تاجرانی تبدیل نشوند که مواد اولیه صادرکنند و سودآوری خود را تنها در آن ببینند. به عبارتی با توجه به دوران پسابرجام می‌توان گفت که باید زمینه بازتعریف زنجیره ارزش در هر صنعت مهیا شود. این همان قاعده‌ای است که با اطمینان می‌توان گفت باید از مدت‌ها قبل درباره آن برنامه‌ریزی‌های لازم انجام می‌شد. البته فعالیت‌های حمایتی در زنجیره ارزش بااهمیت‌تر از فعالیت‌های اصلی است. نکته مهم دیگر اینکه یک واحد صنعتی می‌تواند با استفاده از سیاست‌های حمایتی و شرایط مساعد کسب‌وکار، زنجیره ارزش را دوباره تنظیم و سیاست‌های کاهش هزینه و استفاده از ظرفیت‌های کسب‌وکار را در آن لحاظ کند. به علاوه چینش نمودار سیاست‌گذاری و فعالیت‌های سازمانی، خدمات پس از فروش و بازاریابی را تغییر دهد.
بروزرسانی منابع انسانی و ماشین‌آلات و فرمول‌های تولید از دیگر حلقه‌های فعالیت‌های سازمانی است که باید یک مدیر موفق صنعتی در واحد خود لحاظ کند.


چاپ