نقش بخش خصوصی در مدیریت بحران برق

بحران در هر کشوری به اندازه تاریخ تمدن بشر یا تاریخ همان کشور قدمت دارد.

هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند ادعا کند که مصون از بحران است. عامل موفقیت در خروج یا ماندن در شرایط بحران نیز مدیریت است. عواملی که باعث شدت بحران می‌شوند، خود عوامل بحران‌زا نیستند، بلکه ضربه‌پذیری یا آسیب‌پذیری جامعه بحران‌زده و ظرفیت مدیریتی بحران است که عاملی تعیین‌کننده در میزان خسارات و ضایعات خواهد بود. به‌طور کلی از ۴۳ نوع بحران شناخته‌شده در جهان ۳۳ نوع آن را می‌توان در ایران شاهد بود. موسسه بین‌المللی انرژی می‌گوید ایران یکی از ۱۰ کانون حادثه‌خیز در جهان است و مقام چهارم در آسیا را دارد. عوامل متعددی مدیریت بحران در کشور را رقم زده که از حوصله این یادداشت خارج است، اما علاوه بر محدودیت‌های تشدید‌کننده بحران، ریسک یکی از عوامل مهم و تعیین‌کننده در صنعت کشور بوده که با ملاحظه‌ کار‌های مدیران، همواره اثرات ناموزونی بر اقتصاد کشور داشته است.

به‌نظر می‌رسد بزرگ‌ترین عامل بحران‌زدگی در صنعت برق ایران و در شرایط فعلی، پدیده تصمیم‌گیری مدیران در شرایط نامتعارف سیاسی یا اقتصادی است؛ بنابراین بحران‌های موردی یا مقطعی در صنعت برق ایران بیشتر مدیریتی است تا طبیعی؛ بر همین اساس برای رفع این بحران در گام نخست ساختار و شکل‌گیری سازمانی مسئله باید مورد تجدیدنظر قرار گیرد.

از طرفی در شرایط کنونی که یک اتفاق نامطلوب یا یک پدیده چندوجهی از ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی، زیست‌محیطی، روانی و اجتماعی عامل آسیب است، نمی‌توان در زمان محدود و خارج از اصول و معیارهای تعریف شده ملی و بین‌المللی نسبت به اصلاح ساختار اقتصادی برق اقدام کرد. در این شرایط همواره وضعیت یا موقعیت اضطراری ( Emergency) مطرح می‌شود و اجازه نمی‌دهد برای اصلاح وضعیت ناموزون برنامه‌ریزی کرد. از طرفی افزایش بی‌رویه تولید یا مصرف نیز می‌تواند منجر به بحران شود. بسیاری از طرح‌های در دست اجرا مانند «برق امید» نیز یا به‌دلیل مشکل در تامین منابع مالی یا بلاتکلیفی در موارد دیگر متوقف شده‌ و در نهایت به کسر تولید برق انجامیده‌اند. برق امید از همان مواردی است که جنبه تبلیغاتی آن بر واقعیت‌های درآمدها و هزینه‌ها چیره شده و به‌جای درک اینکه چه تبعاتی برای اقتصاد ملی ایران دارد، با شعار حمایت از اقشار آسیب‌پذیر، بدون انجام مطالعات کارشناسی و میدانی اجرایی شد.

همچنین اگر بخواهیم بحران‌های پیش‌آمده ملی و بین‌المللی در کشور را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهیم، باید گفت قوانین و مقررات موجود در کشور این امکان را به مدیران ارشد می‌دهد تا خارج از نوبت و با استفاده از اختیارات قانونی وارد گود شده و بحران‌های پیش‌بینی‌شده یا ناگهانی را بررسی و ارزیابی کرده و سپس بهترین راه را انتخاب کنند. این روند متاسفانه در وزارت نیرو با آهستگی و کندی بسیار همراه است.

در جمع‌بندی و تحلیل مدیریتی وزارت نیرو در ۴ سال اخیر به‌عنوان متولی اصلی صنعت برق ایران باید گفت این وزارتخانه در تعریف دیدگاه واژه‌شناسی، تغییرات متناسب با شرایط اقتصادی حاصل از تحریم و تبعات آن را به‌انجام نرسانده و به ماهیت و زمان در بحران توجهی نداشته‌ است. عملکرد وزارت نیرو در ۴ سال اخیر بیشتر حفظ وضعیت موجود ناشی از بحران‌های اقتصادی و سیاسی بوده است.

آینده صنعت برق ایران نیاز به بازتعریف دارد؛ یعنی موقعیتی که افراد، گروه‌ها، سازمان‌ها و به‌طور کلی جوامع با آن مواجه شده و با استفاده از رویه‌های معمول قادر به مقابله با آن باشند. در این صورت وضعیت آنی یا اضطراری به‌درستی مدیریت شده و اجازه نمی‌دهد ازهم‌گسیختگی که به‌صورت فیزیکی و مدیریتی بر کل سیستم اثر می‌گذارد یا مفروضات پایه‌ای و محور حیاتی آن را مورد تهدید قرار می‌دهد، به وقوع بپیوندد. در جمع‌بندی این موضع مهم و هدایت منطقی وزارت نیرو به‌عنوان یک وزارتخانه حساس در حفظ بستر مدیریتی کشور به‌ویژه در شرایط بحرانی باید گفت بحران عبارت ‌است از هر پدیده، رویداد یا واقعه و حادثه‌ای که بقای بلندمدت سازمان یا جامعه را تهدید کند؛ بنابراین این وزارتخانه باید با آینده‌نگری مطلوب از ظرفیت موجود به‌ویژه بخش خصوصی فعال که قادر به تامین نیاز برق ۹۰ درصد جامعه است، بهره برده و اجازه ایجاد اختلال در روابط علت و معلولی به‌ویژه در تواتر حوادث و اتفاقات را ندهد.

رضا پدیدار- رئیس کمیسیون انرژی و محیط‌زیست اتاق تهران


چاپ