آقای رئیس‌جمهوری نقشی شوید بر دل‌ها

به نام او که هر چه بخواهد همان می‌شود
آقای رئیس‌جمهوری
دو نکته کم‌اهمیت برای جنابعالی دارم.
نخستین نکته این است که این آخرین یادداشت من خطاب به جنابعالی در سال ۱۳۹۸است.

من از ابتدای امسال و در شماره ۱۲۶۲ شنبه، ۱۷ فروردین با یادداشت «آقای رئیس‌جمهوری از چی و کجا بنویسم» مجموعه یادداشت‌هایی را خطاب به حضرتعالی و البته با احترام کامل در ۴۵ هفته برای‌تان نوشتم؛ بعضی از شنبه‌ها تعطیل بود وگرنه سال ۵۲ هفته است و باید ۵۲ نامه یا یادداشت می‌شد.

(حالا ۷ نامه طلب شما بماند، در طول دوران باقیمانده ریاست‌جمهوری، آنقدر موضوع پیش خواهد آمد که گاهی بنویسم.)
دومین نکته، تقاضای اجازه انتشار است که اگر اجازه بدهید، مجموعه این یادداشت‌ها در قالب کتاب برای نسل‌های آینده منتشر شود تا آنها بدانند که یک روزنامه‌نگار از دردهای جامعه نوشت؛ رئیس‌جمهوری خواند یا نخواند، مهم نیست، مهم این است که با همه کارشکنی‌ها و حتی تلاش‌های آشکار دفتر روابط عمومی ریاست‌جمهوری برای تعطیلی این روزنامه و این قلم، باز هم شخص دکتر حسن روحانی با سعه صدر اجازه انتشار آن را در دولت خودش، به وزارت ارشاد داده است.

آقای رئیس‌جمهوری
در همان یادداشت شنبه، ۱۷ فروردین نوشتم: «سال‌ها می‌نویسم، برای کی بنویسم، برای چه کسی بگویم، چرا بگویم، چه بگویم؟ از کجا بگویم؟ چگونه بگویم؟ و اگر گفتم یا نوشتم، چه خواهد شد؟ مگر اینقدر یا آنقدر گفتند و نوشتند چه شد؟»
 اما در همان یادداشت توضیح دادم که ما روزنامه‌نگاران محکوم به گفتن و نوشتن هستیم. اگر ننویسیم، اگر نگوییم، اگر ننویسند و اگر نگویند، هنوز تاریخ در صفحه اول خود سرگردان بود.
 ضمن اینکه ما کار دیگری جز نوشتن و گفتن بلد نیستیم و از این راه نان می‌خوریم.
در نخستین مقاله نوشتم که چون شما انسانی آزاده و صبور هستید و گاهی زخم را به نمک می‌زنید، در خواندن و نخواندن این یادداشت‌ها مختارید. شما چه بخوانید و چه نخوانید، من یادداشتم را خطاب به جنابعالی برای حفظ آزادی و یک رأی که به شما داده‌ام، خواهم نوشت، زیرا در انتصاب بقیه نقشی نداشته‌ام و اعتراف می‌کنم که جرات هم ندارم که بنویسم.
حالا که شما صبوری به خرج داده‌اید و در طول یک سال چه خواندید یا نخواندید، اما من هنوز در کوچه و خیابان راه می‌روم و نفس می‌کشم، ممنونم.
اما در این یادداشت پایان سال ضمن اینکه برای شما و ملت و مملکت بهترین آرزوها را دارم و امیدوارم این مهمان ناخوانده، «ویروس کرونا» هم با شکست کامل از سرزمین عزیزمان محو شود و مردم عید نوروز را با شادی جشن بگیرند، توصیه می‌کنم قبل از اینکه قاب عکسی شوید روی دیوار، نقشی شوید در دل‌ها. این آخرین روزهای ۸ سال ریاست‌جمهوری، آخرین فرصتی است که برای خدمت کردن صادقانه داشتید و دارید. می‌گویید چگونه؟
اول این حکایت خواندنی را از امیرکبیر بشنوید:
یکی از تجار در راه قم اموال و مالش به سرقت می‌رود و برای دادخواهی نزد امیرکبیر می‌آید. امیر بر کاغذی می‌نویسد: «مال این شخص باید فورا پیدا شود، وگرنه تا ۵ فرسخ، دهات اطراف را می‌کوبم و حکام را معزول می‌کنم و سکنه را جریمه می‌سازم» و آن کاغذ را به شخص می‌دهد و می‌گوید: این کاغذ را ببر و بر سنگی در آن جاده، همان جایی که اموالت را دزدیدند، بگذار. اطمینان داشته باش که دزدان، مالت را برمی‌گردانند.
تاجر با آنکه این کار را دیوانگی می‌دانست، جرات مخالفت نداشت و دستور امیر را اجابت کرد. خبر موضوع و دستور امیر در قم و اطراف آن پیچید و همه بسیج شدند تا دزد را یافتند و مال را برگرداندند و زیر سنگ نهادند. امیر گفت: اگر حاکم کارش درست باشد، سنگ هم حکم را می‌خواند.

آقای رئیس‌جمهوری
یک سال من و بسیاری از روزنامه‌نگاران و استادان دانشگاه‌ها درباره موضوعات مختلف برای جنابعالی نوشتیم. ممکن است درصدی از حرف‌های همه ما هم اشتباه بوده باشد، ممکن است اختلاف عقیده داشته باشیم، اما شما باید می‌خواندید و گوش می‌کردید. رئیس‌جمهوری یا اعضای دولت و حتی معاونان وزرا و همه مسئولان و کارکنان دولت‌ها باید گوشی برای شنیدن داشته باشند. باید بخوانند، باید مشورت کنند، باید راه را برای مخالفان خود هموار کنند. باید کاری کنند که سنگ هم فرمان آنها را به گوش دزدان برساند.

آقای رئیس‌جمهوری
بخشی از بحران‌ها ازسوی خود آدم‌ها به‌وجود می‌آید. دولت‌ها باید با برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری از وقوع این بحران‌ها و تکرار آنها جلوگیری کنند. حتی بحران‌های طبیعی را می‌توان به مرور کنترل کرد؛ مگر ژاپن زلزله تا ۸ ریشتری را کنترل نکرده است؟ مگر دولت چین هم‌اکنون بحران کرونا را کنترل نکرده است؟
دولت‌ها پی در پی می‌آیند تا مثل مسابقه دو استقامت، چوب قبلی را بگیرند و به سرعت بدوند و به‌دست بعدی بدهند. افتتاح‌ها به‌طور معمول در راستای همین دو استقامت است. دولتی برنامه می‌نویسد، دولتی طرح می‌دهد، دولتی کلنگ می‌زند، دولتی می‌سازد، دولتی هم افتتاح می‌کند. همه تلاش‌ها باید در راستای آبادانی یک سرزمین پیش برود تا معنا یابد.

آقای رئیس‌جمهوری
بازنگری در قوانین و یکی شدن آنها و حذف هزاران ماده و نر و تبصره در بخش‌های اجرایی کشور یکی از مهم‌ترین کارهایی بوده و هست که باید یک دولت انجام دهد. بخش بسیار زیادی از قوانین ما هنوز مربوط به ۱۰۰ سال قبل یا دوران شاهنشاهی است که اگر همان حکومت‌ها هم بودند بالاخره برای بروزرسانی آنها اقدام می‌کردند. این قوانین از بخش اجرایی تا قضایی ادامه دارد و نیاز بوده و هست که دوباره خوانده و نوشته شود. شاید دوران رئیس‌جمهوری که خودش را حقوقدان می‌نامید بهترین فرصت برای بازخوانی و یکی شدن قوانین و حذف صدها ماده و تبصره متضاد با یکدیگر بود.

آقای رئیس‌جمهوری
افتتاح یک پل، افتتاح چند کیلومتر جاده، افتتاح چند ساختمان و امثالهم، جزو کارهای اجرایی و عمرانی ابتدایی است که باید از نمایش و بزرگنمایی‌شان خودداری کنیم.
انجام یکی دو کار اساسی و زیربنایی، مثل به‌روز شدن قوانین و حذف زواید آن، حذف سازمان‌های موازی و کوچک کردن آنها حتی روی کاغذ، تبدیل بروکراسی ادارات دولتی به الکترونیک واقعی و نمونه‌های دیگر، در فرصت باقیمانده، این امکان را برای شما به‌وجود می‌آورد که تصویرتان برای همیشه در ذهن و دل‌ها بماند.
ناصر بزرگمهر ـ مدیر مسئول


چاپ