آقای رئیس‌جمهوری از حق مردم بر نمایندگان هم بگویید

به نام او که هر چه بخواهد همان می‌شود
آقای رئیس‌جمهوری، فرمودید که در انتخابات شرکت کنید و به نمایندگان محترم رای دهید، اما نفرمودید که به چه جور نماینده‌ای باید رای داد؟

نفرمودید به چه کسانی رای ندهید؟
نفرمودید تکلیف یک سوم نمایندگانی که هم نماینده هستند و هم ردصلاحیت شده‌اند چه می‌شود؟
نفرمودید که تصمیم‌های نمایندگان ردصلاحیت‌شده در طول دست‌کم ۶ ماه آینده چگونه است؟
نفرمودید که با مداخله کدام نماینده محترم، صدها تصمیم غلط در این شهر و آن استان گرفته شده است؟
نفرمودید که از ساختن یک سد در محلی نامناسب، پلی نامناسب در یک شهر، کارخانه‌ای نامناسب در یک استان، قراردادهای نامناسب، تسهیلات نامناسب تا صدها موضوع نامناسب دیگر را که با توصیه به این وزیر و آن مدیر بر دولت و ملت تحمیل می‌شود چه نمایندگانی انجام داده‌اند؟
نفرمودید که تعیین وزیر و مدیرعامل و مدیرکل و معاون و رئیس و امثالهم بدون تخصص و لیاقت در یک وزارتخانه و سازمان که مردم را برای یک دوره چندماهه یا چندساله متضرر می‌کند، چگونه و به توصیه کدام نماینده اتفاق می‌افتد؟
نفرمودید دخالت‌های غیرکارشناسی نماینده‌ای که فقط به منافع فردی یا شهرستانی خود توجه می‌کند، چه زیان‌ها و خسارت‌هایی برای ملت و مملکت بر جای می‌گذارد؟
نفرمودید که مسئول ده‌ها نمونه از تصمیم‌های غلط و شتابزده برخی نمایندگان که فاجعه‌های زیست‌محیطی یا اقتصادی فراوان در این شهرستان و آن استان از خود به جای گذاشته‌اند، چه کسانی هستند؟
نفرمودید به توصیه برخی نمایندگان، زدن چند چاه نامناسب و چند سد نامناسب، می‌تواند دریاچه‌هایی را بخشکاند و جلگه‌هایی را بیابان کند؟
 نفرمودید که ساختن فرودگاه در یک شهر کوچک که به اندازه چند اتوبوس هم مسافر ندارد، هدر دادن میلیاردها تومان سرمایه کشور است؟
نفرمودید که داستان ۷ طرح فولادی با فشار چه کسانی و در چه استان‌هایی به دور از معدن و آب و دریا و جاده و قطار و گاز و انرژی شکل گرفت؟
نفرمودید که چرا باید همه جای کشور تبدیل به منطقه ویژه اقتصادی شود و اصلا این مناطق در وسط شهرهای کشور چه معنایی دارد؟
نفرمودید که فهرست دخالت‌ها یا دریافتی‌ها به‌طور مثال از دو خودروساز کشور منتشر شود.

آقای رئیس‌جمهوری
 متاسفانه صدها موضوع مرتبط با انتخابات و تعیین وکلای مردم را نفرمودید، اماای کاش قبل از انتخابات می‌فرمودید که وقتی رسانه‌ها سوال می‌کنند که چرا فلان طرح اینجا و آنجا اجرا می‌شود، پاسخ می‌شنوند که فقط به خاطره وعده‌های انتخاباتی برخی و فشارهای خاص، بدون آب و برق و گاز و جاده شروع و به‌ناچار هم نیمه‌کاره رها شده‌اند.
طرح‌هایی که با کمی خرد هم می‌توان فهمید که برخی پیشنهاددهندگان، زمین بازی را اشتباه تصور کرده‌اند. وعده آنها راندن قطار در ریل خرابی و نابودی است، حرف‌های آنها تحریک عاطفی نادانی است، نشان دادن تصویر مار است، برنامه‌های تو خالی است.

آقای رئیس‌جمهوری
حالا که شما نمی‌فرمایید به چه کسانی رای بدهیم، من عرض می‌کنم که به چه کسانی رای ندهیم.
به کسانی که فقط وعده‌ووعید می‌دهند، رای ندهیم.
به کسانی که کاری بزرگ و سازنده در کارنامه‌شان ندارند، رای ندهیم.
به کسانی که نان دیگری می‌خورند و زحمت ما را بیشتر می‌کنند، رای ندهیم.
به کسانی که فرهنگ گفت‌وگو و مباحثه را نمی‌دانند، رای ندهیم.
به کسانی که واژه‌های تساهل و تسامح را نمی‌شناسند، رای ندهیم.
به کسانی که فرزندان و فامیل خود را بر سر کار می‌گمارند، رای ندهیم.
به کسانی که ناسزا می‌گویند، رای ندهیم.
به کسانی که خودشان را بهترین و برترین می‌دانند و اهل مشورت نیستند، رای ندهیم.
به کسانی که نان شهدا را می‌خورند و خون به دل خانواده آنها می‌کنند، رای ندهیم.
به کسانی که با هر معلوم‌الحالی، حال می‌کنند، رای ندهیم.
به کسانی که از جیب متوقع‌ها، میلیاردی خرج پوستر و عکس می‌کنند، رای ندهیم.
به کسانی که بدهکار سرمایه‌دارانی هستند که ستادهایشان را تغذیه می‌کنند، رای ندهیم.
به کسانی که فرهنگ و هنر را جدی نگرفته‌اند و کتاب نمی‌خوانند، رای ندهیم.
به کسانی که روزنامه را برای پاک کردن شیشه‌های خانه‌هایشان مفید می‌دانند، رای ندهیم.
به کسانی که پاسخگویی را وظیفه خود نمی‌دانند، رای ندهیم.
به کسانی که مردم را باور ندارند رای ندهیم.

آقای رئیس‌جمهوری
 من می‌دانم که ما مردمی غیرقابل پیش‌بینی هستیم. تاکید می‌کنم مردمی غیرقابل پیش‌بینی و ممکن است به همه کسانی که جنابعالی یا این حقیر می‌گوییم، باز هم رای داده شود؛ بنابراین آرزو می‌کنم که دست‌کم این نمایندگان محترم، قانونی تصویب کنند یا به‌طور رسمی اجازه دهند که کارنامه آنها، ازسوی اهل قلم و استادان و پژوهشگران هر شهر و استان مورد کنکاش و بررسی قرار گیرد.
آرزو می‌کنم بعد از انتخابات، هر کدام که انتخاب می‌شوند، این اجازه را بدهند که عملکردشان در گذشته، فعالیت‌های کاری، تحصیلات، نحوه گرفتن مدرک دکترا، شرایط تبلیغاتی، هزینه‌های ستادهایشان و بحث‌های ارتباطی آنها در برخورد با مردم و جامعه مورد بررسی قرار گیرد.
اگر تصور کنیم که همه این افراد به منافع ملی بیشتر از منافع شخصی می‌اندیشند، باید اجازه دهند که روی دستگاه سنجش وزن منتقدان بروند و وزن‌شان تعیین شود. روی باسکول رفتن، متر و میزان و وزنه و درجه‌ای را به جامعه یاد می‌دهد که در انتخابات دیگر هر کس نتواند خودش را به‌سادگی نامزد کند.
به‌نظر می‌رسد در یک نگاه اجمالی، همه نامزدها بر واژه‌هایی چون توجه به قانون، جوانان، عدالت‌خواهی، آزادی، استقلال، فقرزدایی، اشتغالزایی، توسعه اقتصادی، خصوصی‌سازی، امنیت فردی، پیشرفت اجتماعی، جلوگیری از رانت‌خواری، آزادی فرهنگی، رشد هنر، شایسته‌سالاری، رفاه عمومی، دیوان‌سالاری، ظلم‌ستیزی، دفع فساد، برنامه‌ریزی، ایجاد رابطه با دنیا، پیدا کردن جایگاه مناسب در جهان، مبارزه با تروریسم و... اتفاق‌نظر دارند.
وقتی همه شعارها به‌طور نسبی یکسان است، این پرسش مطرح می‌شود که مجلس تا چه حد در این امور دخالت دارد؟ و اصلا مجلس جز قانون‌گذاری و نظارت چه کار دیگری به عهده دارد؟ و نمایندگان چه نیازی به دخالت در امور اجرایی دولت و وزارتخانه‌ها و وزیران دارند؟
ناصر بزرگمهر ـ مدیر مسئول


چاپ