فرصت‌سازی از یک تهدید

نظام پولی کشور وقتی دچار مشکل باشد، غیر ممکن است که چرخ اقتصاد بچرخد و رونق اقتصادی اتفاق بیفتد، آنهم در اقتصادما که به شدت وابسته به منابع بانکی است.

بانک‌های ما درحالی با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو هستند و از مشکل کمبود نقدینگی، مطالبات معوق، دارایی‌های موهوم و سمی و... رنج می‌برند که این شرایط سبب شده تا عملکرد این بخش، در حوزه اقتصاد چندان مناسب نباشد و دغدغه زیادی را برای فعالان اقتصادی به وجود آورد.
البته در به وجود آمدن این مشکلات عوامل زیادی دخیل است که بخشی از آن به شرایط اقتصادی کشور برمی‌گردد. از تورم بالا گرفته تا نوسان‌های ارزی و جذابیت بازارهای غیر مولد و سفته بازی، از فاکتورهای مهمی است که باعث شده بانک‌ها نتوانند عملکرد خوبی در بخش اقتصاد داشته باشند و فضای مناسبی را برای فعالان اقتصادی به وجود آورند.
باید بپذیریم که در اقتصادی که با تورم ۴۰ درصدی روبه‌رو است، نمی‌توان صحبت از نرخ‌های سود پایین کرد و تسهیلات ارزان‌قیمت در اختیار بخش‌های اقتصاد قرار داد. وقتی تورم در کشور بالاست، نمی‌توان انتظار داشت که پول‌ها چه به شکل سپرده یا قرض‌الحسنه در بانک‌ها ماندگار شود و در نهایت به بخش تولید تزریق شود. آنهم در شرایطی که تولید بازدهی مناسبی را عاید سرمایه‌گذاران نمی‌کند.
باید قبول کنیم در شرایطی که نرخ تورم جهش‌های شدیدی را تجربه می‌کند و نوسان‌های قیمتی قدرت برنامه‌ریزی را در اقتصاد سلب کرده، فعالان بخش‌های اقتصادی هم توانایی فعالیت نخواهند داشت و این موضوعی است که در نهایت می‌تواند باعث تاخیر در بازپرداخت بدهی آنها به بانک‌ها شود و بانک را از این بابت دچار محدودیت کند.
به هرحال اگر هدف این است اقتصاد رونق بگیرد و چرخ تولید بچرخد و نظام بانکی کشور هم وضعیتش بهبود یابد، تمامی اقدامات باید در راستای کنترل نرخ تورم باشد که یکی از عوامل اثرگذار برای تحقق این هدف هم مدیریت نقدینگی است.
بی تردید اگر نقدینگی در اقتصاد مدیریت شود، سرمایه گذاری‌ها افزایش یابد، نوسان‌های ارزی کم شود، فضای سفته بازی کاهش خواهد یافت، بازدهی تولید افزایش می‌یابد، تورم کنترل می‌شود و... و اینها در نهایت تاثیرش را بر کاهش نرخ سود بانکی، افزایش سپرده‌گذاری در بانک‌ها، بازگشت به موقع تسهیلات به سیستم بانکی، کاهش بدهی‌ها، افزایش قدرت تسهیلات‌دهی سیستم بانکی و... می‌شود و این زنجیره‌ای است که در نهایت به نفع کل اقتصاد خواهد بود.
اقتصاد ایران درحالی با حجم بالایی از نقدینگی روبه‌رو است که این پدیده می‌تواند هم به عنوان یک فرصت تلقی شود، هم یک تهدید بزرگ، که البته در تمامی این سال‌ها بیشتر خودش را به شکل یک تهدید نشان داده است تا فرصت.
در تمامی این سال‌ها، نقدینگی درحالی که می‌توانست منجر به ظرفیت‌های اقتصادی شود و در پروژه‌های زیرساختی به کارآید، اما به دلیل نبود برنامه‌ریزی و اقدامات مناسب همواره به یک تهدید تبدیل شده که در نهایت تورم را به شدت بالا برده و فضای سفته بازی را رونق داده است. باید بپذیریم که مدیریت نقدینگی در کشور نیاز به یک عزم جدی دارد که باید از سوی تمامی بخش‌ها اتفاق بیفتد. به هر ترتیب، برای بهبود وضعیت اقتصادی کشور نیاز است، تمامی اقدامات به شکل زنجیره وار انجام شود، چون بازشدن هر کدام ازاین گره‌ها تاثیرش را بر بخش دیگر خواهد گذاشت و این یعنی رفع بخش زیادی از مشکلات اقتصادی کشور.
ابراهیم عباسی ـ کارشناس اقتصاد


چاپ