بروکراسی خوب بروکراسی بد

بروکراسی، واژه‌ای که گویا ادراک و احساس منفی به آن بیش از جوانب و ویژگی‌های مثبت آن است. این تضاد ادراکی ریشه در جریان توسعه و پیشرفت جوامع گوناگون دارد.

جایی که کشورهای پیشرفته توانستند در ۳ قرن گذشته که با سرآغاز انقلاب صنعتی بوده، به‌تدریج و با دقت کافی تمامی اجزای نظام سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و به‌ویژه اداری خود را با جریان توسعه و پیشرفت هماهنگ کنند، اما کشورهای توسعه نیافته که به‌تدریج در زمره کشورهای در حال توسعه قرار گرفتند، آگاهی لازم و همت و قدرت کافی را برای این انطباق نداشتند. موضوع کاملا مشخص است؛ پیامد اجتناب ناپذیر صنعتی شدن گسترش سریع بروکراسی است. چراکه نیازهای جوامع صنعتی با وجود ساختارهای سنتی رفع نمی‌شدند.آنچه وضعیت اقتصادهای توسعه نیافته یا کمتر توسعه یافته را بغرنج‌تر کرد، سرعت زیاد در واردات مطلق فناوری از کشورهای صنعتی و سرعت بسیار پایین در متناسب‌سازی ساختارهای لازم بوده است. همین عامل نیز باعث ادراک مردم کشورهای در حال توسعه نسبت به واژه بروکراسی به مثابه قوانین و مقررات و تشریفات زائد اداری شده است.
ذکر این مقدمه از آن جهت بود که بدانیم بروکراسی امری ضروری با دو لبهٔ خوب و بد است. بروکراسی خوب و بروکراسی بد. در دنیای مدرن اداره کشور بدون نهادهای بروکراتیک ممکن نیست. به‌طور مثال، کشورهای آسیای شرقی پس از بحران اقتصادی دهه ۹۰ میلادی، با ایجاد بروکراسی قوی که با ویژگی‌های سلسله مراتب واضح اداری، تخصصی‌سازی حاصل از تقسیم کار و پای‌بندی به قوانین همراه بود، توانستند به رشد اقتصادی بالایی دست پیدا کنند. پس یک بروکراسی خوب می‌تواند ضمن کمک به متغیرهای مختلف اقتصادی از قبیل کاهش فقر و توزیع درآمدی و حتی کاهش ریسک سرمایه‌گذاری بخش خصوصی که در پژوهش‌های گوناگون به اثبات رسیده است، منجر به رشد اقتصادی شده و بروکراسی بد به عملکرد اقتصادی آسیب برساند؛ بنابراین رشد و توسعه اقتصادی در کشورهای جهان در گرو نظام بروکراتیک توسعه یافته خواهد بود. لازمه نظام بروکراتیک توسعه یافته نیز ایجاد ساختار نهادی قوی متشکل از مجموعه قواعدی است که باعث شود بروکراسی‌ها شفاف عمل کنند. نظامی با سطوح گوناگون سیاسی، اجرایی و دولتی که باعث ایجاد رانت و فساد در بدنه اقتصادی سطوح یادشده نشود. برای داشتن نظام بروکراتیک توسعه یافته، بروکراسی خوب لازم است و بروکراسی خوب در گرو حکمرانی خوب است.حکمرانی خوب سازکارها، فرآیندهایی هستند که به‌واسطه آن شهروندان گروه‌ها و نهادهای مدنی، منافع مدنی خود را دنبال می‌کنند و حقوق قانونی خود را به اجرا درآورده و تعهدات‌شان را برآورده می‌کنند. برای سنجش و ارزیابی این موضوع شاخص اثربخشی حکمرانی توسط بانک جهانی معرفی شد. این شاخص متشکل از ۶ زیرشاخص از جمله شاخص اثربخشی دولت می‌باشد که خود از ۳ متغیر کیفیت خدمات عمومی، کیفیت بروکراسی و میزان استقلال خدمات از فشارهای سیاسی تشکیل یافته است. و اتفاق مثبت آنکه براساس آخرین آمار ارائه شده، کشور ایران بالاترین امتیاز را در بین ۶ زیرشاخص، در اثربخشی دولت دارا بوده و حتی رتبه به‌دست آمده بهتر از میانگین آن در کشورهای منطقه است. هرچند شاخص یادشده فقط یک شاخص آکادمیک و بسیار کلی‌تری است و به نظر می‌رسد متغیرهای تعیین‌کننده دیگری از قبیل سنجش میزان نمایندگی دولتمردان از سوی مردم، حدود حاکمیت نظم و قانون و فساد در نهادهای اداری برای درک بهتر وضعیت بروکراسی ضروری به نظر می‌رسد. در چنین فضایی از تضادهای ادراکی، آماری و البته محسوس نظام بروکراسی در ایران و باوجود انکارناپذیری اندازه نامطلوب و لمس حضور دولت در جای‌جای سیستم اقتصادی و اجتماعی، بهتر است به جای محکوم کردن دولت به مداخله بیش از اندازه در اقتصاد، به آسیب شناسی ساختار بروکراسی و سهم دولت در رشد اقتصادی پرداخته شود.
 لازم به توجه است که نام‌گذاری سال ۹۸ به‌عنوان سال رونق تولید به این معنی نیست که کشور به‌صورت معجزه‌آسا به یک رشد و جهش اقتصادی دست یابد، بلکه ورای این نام‌گذاری ضرورت اصلاح سیستم و ساختار معیوب اداری با انجام اقدام‌هایی از قبیل سرعت بخشیدن به بروکراسی و جذب سرمایه‌گذاران به حوزه تولید با کاهش زمان برای صدور مجوزها به‌منظور حمایت از تولید داخلی است.
یاور دشتبانی ـ کارشناس اقتصاد


چاپ