گزارشی از ورود فناوری‌های نوین به سینمای ایران که منجر به رشد صنعت سینما شده است

تحول تدریجی یک رویا

با ورود فناوری‌های نوین به سینمای ایران، بسیاری از ابزارهای قدیمی کارکرد خود را از دست داده و سینمای ایران هم پای اتفاق‌های نوین در صنعت سینمای جهان تلاش می‌کند راه جدیدی برای یافتن ساخت آسان تر و تصویرهای بدیع پیدا کند.

به گزارش خبرنگار صمت، سینمای ایران پس از پیروزی انقلاب تلاش کرد در فرم و محتوا پوست‌اندازی کند. با نگاهی به آثار ساخته شده در ۴ دهه گذشته نشان می‌دهد پس از آنکه سیاست‌گذاری در حوزه محتوا منجر به ساخت آثاری همسو با نگاه جدید کشور پس از پیروزی انقلاب شد با رشد فناوری از میانه دهه سوم انقلاب شکل حرفه‌ای به خود گرفت و توانست در بازارهای بین‌المللی و منطقه‌ای مشتری‌های خودش را پیدا کند.اگرچه سیاست‌گذاری در عرصه محتوا همسو با تلاش‌های مدیران دولتی در دوره‌های مختلف بود اما رسیدن به بلوغ تکنیکی در سینمای ایران معطوف به تلاش‌های فردی و گروهی بود و در واقع می‌توان گفت دولت یک گام عقب تر از سینماگران به رسیدن به تکنیک‌های جدید گام برداشت. هنر سینما ابزاری برای ساختن رویاهایی است که در واقعیت نمی‌توان به آن دست پیدا کرد. عنصر خیال در سینما می‌تواند مخاطب را در موقعیت‌هایی قرار دهد که در عالم واقع امکان رسیدن به آن به آسانی امکان ندارد. اگر تا پیش از ظهور پدیده‌ای به نام سینما، رمان‌های ژول ورن از آرزوهای بشر سخن می‌گفت و پیش گویی هایی را تجسم می‌بخشید که بعد از چند دهه انسان به آن دست پیدا کرد، امروزه سینما با کمک فناوری‌های نوین رویاهایی را به تصویر می‌کشد که در گوشه ذهن هر مخاطب سینما جا خوش کرده است و دسترسی به آن تنها روی پرده نقره‌ای امکان‌پذیر است.

رشد فناوری در سینمای صنعتی جهان
تاریخ فناوری فیلم پیشرفت‌هایی را در زمینه فناوری فیلم از نخستین‌ها، یعنی شکل اولیه «تصاویر متحرک» در پایان قرن نوزدهم تا به امروز شامل می‌شود. تصاویر متحرک در ابتدا امری نو و توسعه‌یافته بودند و به عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای ارتباطات و سرگرمی در قرن بیستم توسعه یافتند. بیشتر فیلم‌ها تا قبل از سال ۱۳۰۸، صامت بودند.
یکی از نخستین پیشروهای فناوری، دوربین پین هول (Pinhole camera)بود. بعد از این دوربین کم‌کم دروبین‌های پیشرفته‌تری ساخته شدند. نور از سوراخی کوچک یا همان لنز از بیرون گرفته میشد و به صفحه یا سطحی سفید انعکاس می‌یافت. با استفاده از اتاقک تاریک جعبه عکاسی، امکان اینکه تصویر حرکت کند، فراهم می‌شد اما ابزاری برای ضبط تصویر بعد از دیدن وجود نداشت.
نخستین تصویر متحرک که در زمان واقعی فیلمبرداری شد و مجموعه‌ای از عکس‌ها که دنبال هم می‌آیند، در سال ۱۳۵۶ خورشیدی در امریکا توسط ادوارد مایبریج انگلیسی خلق شد. او با استفاده از دوربین عکاسی از اسبش تصویربرداری کرد. این آزمایش در مزرعه‌ای واقع در اطراف کالیفرنیا و با حضور مطبوعات انجام شد؛ همه می‌خواستند ببینند آیا یورتمه و چهار نعل رفتن اسب در همان زمان ثبت می‌شود. از دیگر کارهایی که مایبریج انجام داد، ثبت تصویرهایی روی دیسک شیشه‌ای بود و می‌شد آن را روی صفحه‌نمایش نشان داد. در واقع zoopraxiscope نخستین پروژکتور فیلم بود که می‌شد به طور موثر از آن استفاده کرد. فرآیند نوآورانه‌ای که مایبریج در این آزمایش طی کرد، مرحله متوسط هنر فیلمبرداری و تصاویر متحرک بود. در سال ۱۲۶۰ اتین ژول ماری تفنگی کرونو فتوگرافیک اختراع کرد؛ این تفنگ می‌توانست ۱۲ فریم (قاب) را در یک ثانیه بگیرد. بعد از او، آتومار آنشوتر پروژکتوری شبیه به پروژکتور مایبریج در سال ۱۲۶۵ ساخت. در سال ۱۳۶۲ اختراع او، تصاویر متحرک را در برلین نمایش می‌داد. نتیجه کار مایبریج و اتین ژول ماری، مخترعانی در قرن ۱۹ بودند که مفهوم ساخت و نمایش تصاویر متحرک را در زمان طولانی‌تر، مطرح و درک کردند. نخستین دوربین ضبط حرکات متحرک را برنچمن لوئیس در دهه ۱۳۵۸ در انگلیس اختراع کرد. این شاهزاده انگلیسی، از آزمایش‌های مایبریج الهام گرفته بود و در سال ۱۸۸۹ بعد از آزمون و خطاهایی که طی کرده بود، موفق شد دوربینی با ۱۶ عدسی، یعنی همان نخستین اختراع خود را، ثبت کند. یکی دیگر از پیشگامان بریس گرین بود که از سلولوئید استفاده کرد. او در سال ۱۳۶۸ دستگاه هود را در نمایش عمومی نشان داد. وردزورث دانیستروپ شخص دیگری بود که در سال ۱۸۸۰ با همکاری با ویلیام کار، با یک دوربین سلولوئیدی و سیستم پروژکتور نتوانستند فیلمی کوتاه از ترافیک شلوغ لندن تولید کنند. یکی دیگر از دستگاه‌های موفق را مخترع اسکاتلندی و کارمند توماس ادیسون، اختراع کرد. خود ادیسون سال ۱۳۶۱ در نمایشگاه جهانی شیکاکو از کینتوسکوپ رونمایی کرد. این دستگاه خیلی سریع در اروپا گسترش یافت. در کل توسعه و رشد تصاویر متحرک طی تکامل فناوری انجام گرفت و پیچیده بود. این رشد با نوآوری و ابداع انسان جلو رفت و فرصتی برای فیلمسازان فراهم آورد تا بتوانند هنری را با داستان‌های پیچیده‌تر نسبت به قبل ارائه دهد. اگر تلاش‌های چارلی چاپلین در دوران سینمای صامت و شکل گیری صنعت سینما در امریکا بسیاری از فناوری‌های جدید را وارد این هنر – صنعت کرد اما باید جرقه‌های جدی در این عرصه را به سینمای فرانسه نسبت داد.
هالیوود امروز به ساخت استودیو و ست‌های بزرگ معروف است. با ظهور دوربین‌ها و تجهیزات فیلمبرداری سبک و قابل حمل، تغییری شگرف در سبک و زمینهٔ فیلم‌سازی انجام شد. مشهورترین استفاده از این تغییر فناوری موج جدید فرانسه بود که از ۱۳۲۸ آغاز شد. این حرکت انقلابی فیلمسازان را از استودیوها به سوی خیابان‌ها کشاند و سبکی مستندگونه به فیلم‌سازان بخشید. سبک فیلم‌سازی گونزو روی بسیاری از فیلم‌سازان مدرن مانند کوئنتین تارانتینو تاثیر گذاشت. احتمالا معروف‌ترین فیلم مربوط به موج نوی سینمای فرانسه، فیلم «از نفس افتاده» ساختهٔ ژان لوک گدار است. این فیلم هم‌اکنون نیز با گذشت حدود ۶۰ سال از ساخت آن، همچنان به اندازه روز اول هیجان‌انگیز و تازه است. مهارت فیلمسازان را نباید با تولید فناوری‌های پیچیده قضاوت کرد اما توانایی فیلمساز خوب در به کار بردن فناوری زمانه خود، انتخاب‌های موثر و انتقال روایت، حس و برداشت از آن بسیار مهم بوده و همچنان مهم است. در هر حال تکامل فناوری خطی در فیلمسازی با ارائه ابزارها و تکنیک‌های متنوع، به فیلمسازان این قدرت را داد تا توانایی خود را به کار گیرند. در واقع مسئله اصلی، توانایی فیلمساز در استفاده از این ابزارها و تکنیک‌ها در زمان و دوره اجتماعی است که کیفیت سینمایی را می‌سازد، چیزی که لزوماً رشد خطی ندارد.

سینمای ایران در راه آزمون و خطا
نخستین نشانه‌های ساخت فیلم‌های تکنیکی در سینمای پس از پیروزی انقلاب با شکل گیری گونه تخصصی سینمای ایران یعنی سینمای دفاع مقدس بروز پیدا کرد. در روزگاری که سینمای صاحب اندیشه تلاش می‌کرد جایگاه هنری‌اش را در حافظه تصویری مخاطب امروز ثبت کند و در ویترین بین‌المللی جایگاه قابل اعتنایی به‌دست بیاورد، فیلمسازان نسل دوم انقلاب با ساخت آثار دفاع مقدس و استفاده از ابزارهای جنگی برای ساخت آثار حادثه‌ای باعث شد گیشه سینمای ایران دارای تنوع بیشتری شود. شهریار بحرانی با فیلم حمله به اچ۳ و ساموئل خاچیکیان با عقاب‌ها از نخستین فیلم هایی بودند که از ابزارهایی خارج از عرف فیلمسازی برای ساخت فیلم‌های خود استفاده کردند. استفاده از ادوات جنگی در فیلم‌های سینمایی و گسترش جلوه‌های ویژه میدانی در سینمای ایران بیشترین رشد را در میان دیگر فناوری‌ها پیدا کرد. در آغاز دهه ۸۰ بود که گسترش فناوری دیجیتال و ورود دوربین‌های دیجیتال کم‌کم فرصتی را فراهم کرد که سینمای ارزان رشد پیدا کند و شرایطی در سینمای ایران فراهم شد که جلوه‌های ویژه کامپیوتری نیز با سرعت بیشتری در آثار سینمایی استفاده شده و به هزینه‌های تمام شده تولید یک فیلم کمک کند.
با نگاهی به بزنگاه‌های سینمای ایران در استفاده از فناوری‌های نوین نشان می‌دهد برخی از فیلم‌ها فارغ از کیفیت محتوا و داستانی فضایی را ایجاد کرد که آزمون و خطاهای سینمای ایران با شجاعت بیشتری پیگیری شود.

بوتیک – حمید نعمت الله
حمید نعمت الله با ساخت نخستین فیلم خود یکی از مهم‌ترین آثار سینمای ایران را ساخت. بیانیه هیات داوران در جشنواره بیست و دوم فیلم فجر در مذمت استفاده از دوربین‌های دیجیتال نخستین نشانه‌های مقابله نگاه رسمی با ورود فناوری‌های نوین است. «بوتیک» از نخستین فیلم هایی بود که با دوربین دیجیتال فیلمبرداری شد و تنها به دلیل همین استفاده از دوربین‌های جدید و بدون نگاه کردن به کیفیت اثر از رقابت در جشنواره فیلم فجر بیرون گذاشته شد. اتفاقی که اگرچه نشان دهنده مقاومت بخش گسترده‌ای از بدنه سینما نسبت به پذیرش فناوری‌های نوین است اما راهی را برای سینمای ایران باز کرد تا فیلمسازان جوان بتوانند از چنین امکانی و به دور از هزینه‌های سنگین ساخت فیلم با دوربین‌های ۳۵ میلی متری، به دنیای سینما پا بگذارند. از این رو «بوتیک» با وجود آنکه نخستین تجربه در استفاده از این فناوری نبود اما واکنش‌های مختلف در زمان حضورش در جشنواره فجر توانست دریچه جدیدی در سینمای ایران باز کند.

دوئل - رستاخیز – احمدرضا درویش
احمدرضا درویش فیلمسازی است که به ساخت آثار پر هزینه معروف است. فیلمساز مطرح سینمای دفاع مقدس پیش از ساخت «دوئل» تجربه هایی همچون «سرزمین خورشید» و «کیمیا» را در کارنامه کاری‌اش دارد که صحنه‌های جنگی آن در زمان خودش هم جزو آثار قابل دفاع به شمار می‌آید. اما «دوئل» یک اتفاق در سینمای ایران است. درویش در «دوئل» برای نخستین بار از سیستم دالبی سراند برای ضبط صداهای صحنه استفاده کرد. اتفاقی که منجر به تغییر زیرساخت‌های سینمای ایران در دهه ۸۰ شد و بسیاری از سینماها برای آنکه بتوانند فیلم با صدای دالبی سراند را پخش کنند مجبور شدند زیرساخت‌های فنی خودشان را ارتقا بدهند. از همین رو می‌توان «دوئل» را جزو آثاری دانست که به رشد صنعت سینما در بخش صدا کمک بسیاری کرد. هر چند جلوه‌های ویژه میدانی «دوئل» نیز هنوز هم جزو بهترین تصویرهای سینمای ایران است، اما آنچه فیلم احمدرضا درویش را متمایز می‌کند باز کردن فضای متفاوت در استفاده از فناوری‌های نوین است که به رشد صنعت سینما کمک کرده است.
درویش در دهه ۹۰ نیز با ساخت فیلم «رستاخیز» و استفاده از ظرفیت جلوه‌های ویژه کامپیوتری پیشنهاد تازه‌ای به سینمای ایران داد. او کاخ سبز اموی در دمشق و دشت کربلا در سرزمین عراق را طوری با استفاده از فناوری‌های کامپیوتری به تصویر کشید که سینمای تاریخی و مذهبی ایران را با ظرفیت‌های جدیدی آشنا کرد که شاید در آینده بهتر و بیشتر بتوان از آن شنید و دید.

هفت دقیقه تا پاییز – علیرضا امینی
نام هدیش بیگدلی شاملو در سینمای ایران یگانه است. طراح مطرح جلوه‌های ویژه کامپیوتری که با جسارت و استقامت خود در این عرصه اتفاق‌های مهمی در سینمای ایران رقم زد. «هفت دقیقه تا پاییز» از این منظر حائز اهمیت است که برای نخستین بار سینمای ایران توانست صحنه تصادف و واژگونی یک خودرو را بدون استفاده از خودرو در جلوی دوربین و تنها روی کامپیوتر به تصویر بکشد. اتفاقی که ارمغانش برای زنده یاد هدیش بیگدلی شاملو سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر بود و برای سینمای ایران ظرفیت و فرصت تازه برای استفاده از جلوه‌های ویژه کامپیوتری. آنها که سریال «نردبام آسمان»ساخته محمدحسین لطیفی را به خاطر دارند به خوبی می‌دانند که تمامی صحنه‌های داخلی از قصر در زمان حیات قهرمان سریال یعنی قیاس‌الدین جمشید کاشانی تماما با استفاده از جلوه‌های رایانه‌ای بود و هدیش بیگدلی شاملو برای نخستین بار این شجاعت را به خرج داد تا بتواند با کمترین هزینه بیشترین خروجی را در تولید آثار تلویزیونی به ارمغان بیاورد.

چ – بادیگارد – به وقت شام – ابراهیم حاتمی‌کیا
ابراهیم حاتمی کیا مطرح‌ترین فیلمساز سینمای انقلاب که همواره آثارش موج تازه‌ای در سینمای ایران ایجاد می‌کند بعد از آنکه در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ فیلم هایی اجتماعی با پس زمینه دفاع مقدس ساخت در دهه ۹۰ به سراغ سینمایی رفت که هم برای کارنامه فیلمسازی‌اش تازه و بدیع بود و هم برای سینمای ایران پیشنهادهای تازه‌ای داشت. حاتمی‌کیا در «چ» توانست با استفاده از ابزارهای جدید سینمایی تصاویری را خلق کند که تا آن زمان در آثار سینمای دفاع مقدس اتفاق نیفتاده بود. صحنه برخورد بالگرد به کوه و تصاویر ابتدایی فیلم و ورود بالگرد حامل شهید چمران و همراهانش هنوز هم دیدنی است. حاتمی کیا در «بادیگارد» نیز توانست با استفاده از ظرفیت جلوه‌های رایانه‌ای سکانس ماندگاری را در پایان بندی فیلم خلق کند. اما اوج توانایی فیلمساز مطرح سینمای دفاع مقدس را باید در «به وقت شام» جست‌وجو کرد. حاتمی کیا در دومین تجربه همکاری‌اش با موسسه اوج به سراغ موضوع داعش رفت و فیلمی ساخت که نشان می‌دهد او بر ابزار فناوری سینما اشراف کامل دارد. هیجان صحنه‌های درگیری در هواپیما و ساخت فیلمی در آسمان که پر از صحنه‌های مهیج و نفس‌گیر است نشان می‌دهد سینمای ایران می‌تواند گاهی از آپارتمان بیرون بیاید و به سراغ فضاهایی برود که تا پیش از آن تجربه نکرده است. شنیده‌ها از آخرین ساخته حاتمی کیا یعنی «خروج» که به تهیه کنندگی موسسه اوج متقاضی حضور در جشنواره فیلم فجر است حاکی از آن است که باز هم حاتمی کیا در کنار روایت دغدغه‌های همیشگی خود از فناوری‌های نوین سینمای جهان برای ساخت فیلمش استفاده کرده است و مخاطب صحنه‌های متفاوتی را روی پرده نقره‌ای خواهد دید.

محمد رسول الله – مجید مجیدی
خصوصیت ساخت آثار بزرگ با پروداکشن عظیم بهره‌مندی کل سینمای ایران از آن است. مجید مجیدی با ساخت «محمد رسول الله» نشان داد که می‌شود برای یک فیلم هزینه‌های بسیاری کرد و سپس از کنار آن صنعت سینما را به سمت جلو برد. ساخت شهر مکه و مدینه در زمان تولد پیامبر گرامی اسلام (ص) در مقیاس واقعی باعث شد سینمای ایران صاحب شهرک تاریخی مربوط به صدر اسلام شده و سینمای ایران نیز از این به بعد می‌تواند برای ساخت آثار خود از آن استفاده کند. فیلم مجیدی همچنین استفاده از ظرفیت علمی چهره‌های شاخص سینمای بین‌الملل در حوزه‌های تخصصی در سینمای ایران را بیش از پیش به باور رساند و نشان داد با تعامل با کشورهای صاحب سینما می‌توان به رشد سینمای ایران کمک کرد.

سرخپوست – نیما جاویدی
در روزگاری که بسیاری از سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی به دلیل بالا بودن مخارج ساخت فیلم‌های نامتعارف و قصه‌های متفاوت، سعی می‌کند به همان شیوه قبل به سراغ داستان‌های آپارتمانی برود، نیما جاویدی با ساخت «سرخ پوست» ثابت کرد می‌توان با نصف هزینه‌های معمول اثری خوش رنگ و لعاب با فضای متفاوت ساخت. ایجاد یک زندان خارج از شهر آن هم تنها با استفاده از جلوه‌های ویژه کامپیوتری و روایت داستانی ملتهب در یک زندان مخوف و قدیمی ثابت کرد می‌توان بدون در نظر گرفتن محدودیت‌های اجرایی و مالی قصه‌های متفاوتی را در سینمای ایران روایت کرد. از این منظر می‌توان «سرخ پوست» را یک فیلم در ستایش استفاده از فناوری‌های نوین نامید که پیشنهاد تازه‌ای برای سینمای ایران ارائه کرده است.

سخن پایانی...
استفاده خلاقانه از ابزارهای سینمایی، نه فقط خود ابزارها، وضوح روایی بیشتری را در ساخت یک اثر سینمایی ارائه می‌دهد. چند سال گذشته ظهور تجهیزات سینمای دیجیتال و تکنیک‌های مختلف به‌وجودآمده، باعث تحولات بسیاری در فیلمسازی شده‌اند. با این حال فناوری‌های جدید نیز تنها به عنوان دیگر گزینه‌های فیلمسازان منوط به انتخاب آنهاست و پیش‌شرط ارائه کیفیت مدرن نیست. بسیاری از سینماگران، کارگردانان، طراحان و متخصصان دیگر می‌گویند صنعت فیلم در حال احتضار است اما ظهور سینمای دیجیتال اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد. این روند و نگرش آن با الگوهایی که در تاریخ سینما تعریف شده، هماهنگ است. قدرت تنها در دست فیلمساز است، چرا که کیفیت پروژه بستگی به استفاده از توانایی آنها در به کار بردن عناصر فرمال سینمایی دارد. سینمای ایران به دلیل توانایی بالا در قصه‌گویی و رسیدن به زبان تصویری منحصر به فرد می‌تواند با در خدمت گرفتن فناوری‌های نوین حرف‌های تازه‌ای در عرصه بین‌المللی داشته باشد.


چاپ