چرا داوری را پذیرفتم؟

مایلم و لازم می‌دانم به اعضای عزیز «اکت» (انجمن کارفرمایی تهیه‌کنندگان سینما) توضیح دهم که چرا داوری در جشنواره فیلم فجر را پذیرفته‌ام:

در شرایطی که از زمین و زمان، حوادث ناگوار است که نصیب ملت ما می‌شود... در شرایطی که هر اتفاق خوبی، ولو کوچک، می‌تواند غنیمتی بزرگ به‌شمار آید... در شرایطی که عمر ملت ما به تحمل انواع آسیب‌های ناشی از تحریم‌های خارجی و داخلی طی می‌شود، من تحریم «جشنواره فیلم فجر» یا هر رویداد دیگری که باز بودن دریچه‌ای بر هنر و فرهنگ ایران را تداعی کند، خطا دانسته و روا نمی‌دارم با مشارکت در این خودتحریمی (که اتفاقا مطلوب انواع دشمنان آگاه و دوستان ناآگاه سینمای ایران است) با جریان تحریم‌های خارج از اختیارم، همسو و همراه شوم.
محروم کردن فیلم‌ها، فیلمسازان و مخاطبان، از ارتباط با یکدیگر در بزنگاه‌هایی چون جشنواره‌های سینمایی -که بی‌تردید در این دوره، جامه عزا بر تن و غم همدردی با کشته‌شدگان سانحه سقوط هواپیمای اوکراینی بر دل دارد- جفا به سینمایی است که در تمام این سال‌ها با دل خونین، لب خندان به جمع آورده و ققنوس‌وار از میان شعله‌های آتش تحریم‌ها، تهدیدها و تحقیرها، بال گشوده تا روزی قصه‌های همین حوادث را به زبان سینما برای آیندگان روایت کند.
برای من همیشه بخش فیلم‌های اول و فیلمسازان اول- که منطقا آینده سینمای ایران را به تجسم می‌آورند، جذاب‌ترین بخش جشنواره فجر بوده و هست و مطلقا مایل نیستم در تحریم توجه، تقویت و حتی تماشای این بخش مهم، نقشی داشته باشم؛ بنابراین با آنکه عافیت‌طلبی و مراقبت از وجهه شخصی، حکم می‌کرد به جریان پس زدن جشنواره فجر –جدا از میزان صدق و کذب آن- بپیوندم، به احترام صدها فیلمسازی که از عمر و امید و توان و سرمایه خود هزینه کرده‌اند تا فیلم‌هایی برای همین مردم تحریم‌زده بسازند، داوری بخش «فیلم‌های اول، مستند و کوتاه» جشنواره را پذیرفتم و امیدوارم نتایج این داوری، فیلمسازان توانا و قابلی را به سینمای حرفه‌ای ایران معرفی کند.
با احترام به همه دل‌سوختگانی که با روش تحریم، حال خود را اعلام می‌کنند، من با استفاده از حق آزادی فردی‌ام، تحریم را تحریم کرده و برای روشن نگه داشتن چراغ سینمای ایران، می‌کوشم.
فرشته طائرپور ـ تهیه‌کننده سینما


چاپ