دستمزد فیلمنامه‌نویس در ایران؛ ۵ تا ۲۰ میلیون تومان

این بار به سراغ حرفه فیلمنامه‌نویسی در ایران رفتیم و آن را زیر ذره‌بین خودمان بردیم تا ببینیم جایگاه فیلمنامه‌نویسی در سینمای ایران کجاست و چگونه نویسندگان دستمزد می‌گیرند؟ آیا حقوق مادی و معنوی آنها به عنوان مولف رعایت می‌شود یا نه؟ به همین بهانه به سراغ پیمان عباسی، یکی از فیلمنامه‌نویسان جوان اما با تجربه سینمای ایران رفتیم که فیلمنامه‌های تجاری موفقی را در کارنامه هنری خود دارد. «توفیق اجباری»، «زن بدلی» و «پرتقال خونی» از معدود فیلم‌های عباسی است که فروش خوبی در گیشه داشته و مورد استقبال مخاطبان قرار گرفته است.

 


چگونه وارد عرصه فیلمنامه‌نویسی شدید؟ از سختی‌هایی که پشت‌سر گذاشتید بگویید؟
قبل از اینکه فیلمنامه‌نویس شوم، شاعر بودم ولی به دنبال شغلی بودم که هم به حال و هوای من نزدیک باشد و هم بتوانم درآمد بهتری داشته باشم؛ به همین خاطر خبرنگار شدم و برای چند مجله سینمایی می‌نوشتم. در مطبوعات وقتی ثبات پیدا کردم در یک روزنامه استخدام شدم و این اتفاق زمانی برای من افتاد که نشریه‌های زیادی توقیف می‌شد و احساس کردم باید تغییر شغل بدهم. بعد از استخدام در یک شرکت به این فکر افتادم که یک فیلمنامه بنویسم، با دستمزدی که بابت فیلمنامه می‌گیرم اتومبیل بخرم و در یک آژانس مشغول به‌کار شوم. چند ایده خوب برای نگارش یک فیلمنامه به ذهنم رسید و به خاطر اینکه هنوز تبدیل کردن آنها را به یک فیلمنامه نیاموخته بودم ایده‌ها را با دوستانم در میان گذاشتم ولی متاسفانه این ایده‌ها را از من دزدیدند.


بعد از این اتفاق چه کار کردید؟ آیا به سراغ‌گذراندن دوره فیلمنامه‌نویسی رفتید؟
بعد از مدتی آگهی کلاس‌های فرهاد توحیدی را دیدم و در کلاس‌ها شرکت کردم. بعد از سپری کردن ترم نخست احساس کردم خیلی برایم موفقیت‌آمیز نبود و اتفاق ویژه‌ای رخ نداد. بعد از گذراندن دوره نخست ایده‌ای به ذهنم رسید که به نظر خودم ایده خوبی بود ولی کسی را نمی‌شناختم که بتوانم این ایده را با او در میان بگذارم.
یعنی تحصیلات آکادمیک و گذراندن کلاس فیلمنامه‌نویسی هیچ کمکی به شما نکرد؟
کسانی که در این کلاس‌ها شرکت می‌کنند بر این باورند که بعد از اتمام کلاس‌ها تبدیل به فیلمنامه‌نویس می‌شوند ولی این طور نیست. این کلاس‌ها بهانه‌ای است برای کسانی که اراده واقعی دارند تا بتوانند یک راهی را برای طی کردن مسیر فیلمنامه‌نویسی پیدا کنند و تازه سرخط قرار می‌گیرند.
دردوره دوم کلاس‌ها یک فیلمنامه‌ای در ژانر وحشت به نگارش درآوردم و فرهاد توحیدی از این ایده استقبال کرد. برای فروش ایده اقدام کردم و به دفاتر فیلمسازی زنگ زدم. پیگیری‌های زیادی کردم و به این نتیجه رسیدم که سرمایه‌گذاری در ژانر وحشت برای فیلمسازان یک ریسک به شمار می‌رود و کسی حاضر به سرمایه‌گذاری در این ژانر نیست. شروع به نگارش فیلمنامه‌ای به نام «شبانه» کردم. به آویشن فیلم که دست ناصر شفق بود پیشنهاد دادم و از قصه استقبال کرد. من نخستین دستمزدم را به مبلغ ۸۰۰ هزار تومان گرفتم و این دستمزد برایم خیلی شیرین و دلچسب بود.

 


از طرف فیلمسازان دیگر هم پیشنهاد داشتید؟
 نوشتن یک سریال به من پیشنهاد شد که می‌توان بگویم بدترین خاطره زندگی‌ام بود. با مبلغ خوبی که به من پیشنهاد شد تصمیم گرفتم روی نوشتن این فیلمنامه تمرکز کنم و کار دیگری انجام ندهم ولی تهیه‌کننده سریال، دستمزد من را نداد و با پیگیری‌ها و شکایتی که کردم توانستم به طور تقریبی نیمی از پول را بگیرم. تصمیم گرفتم حرفه فیلمنامه‌نویسی را به طور جدی دنبال کنم و تنها منبع درآمدم شود؛ به همین خاطر کتاب‌های بیشتری می‌خواندم و فیلم‌های بیشتری می‌دیدم. سعی می‌کردم تکنیک‌های بیشتری از فیلمنامه‌نویسی را یاد بگیرم. کم‌کم ارتباطات خودم را بیشتر کردم تا بعد از یک سال و نیم، من را شناختند و جایگاهی برای خود پیدا کردم.
فیلمنامه‌نویسان در ایران چقدر امنیت شغلی دارند؟
چیزی به نام امنیت شغلی در ایران برای یک نویسنده وجود ندارد. من در حال حاضر امنیت شغلی دارم ولی این امنیت را جامعه کاری به من نمی‌دهد بلکه خودم این امنیت را ایجاد کردم. یک نویسنده برای ایجاد امنیت شغلی باید به طور دائم مشغول نوشتن باشد و توانایی‌ها و خلاقیت خود را به کار ببرد. همچنین با ذائقه فیلمسازان و سیاست‌گذاران این عرصه، آشنایی داشته باشد. نویسنده نباید وقتی به یک جایگاه ایده‌آل رسید از نوآوری دست بکشد زیرا خیلی راحت از دور خارج می‌شود. نویسنده‌ای را می‌شناسم که روزی آرزوی رسیدن به جایگاه او را داشتم ولی متاسفانه فراموش شده و دیگر خلاقیت قبل را ندارد و حتی برای نوشتن یک قرارداد با دستمزد نه‌چندان خوب دچار مشکل شده است.
آیا در ایران فیلمنامه‌نویسان در سود و زیان فروش یک فیلم شریک می‌شوند؟ شما چنین تجربه‌ای داشتید؟
در ایران به‌طور معمول این اتفاق نمی‌افتد و فیلمنامه‌نویسان تمایلی به این‌کار ندارند. تنها دو سه مورد برای خودم اتفاق افتاده که تجربه خوبی هم نبوده زیرا نمی‌توان چیزی را ثابت کرد و هیچ امنیتی برای برگشت سرمایه وجود ندارد و امکان توقیف فیلم و ضربه مالی خوردن هم وجود دارد ولی زمانی‌که فیلمسازی به دنبال فیلمنامه تجاری باشد و برای نوشتن آن به سراغم بیاید، بندی را در قرارداد اضافه می‌کنم که اگر فروش فیلم بیشتر از یک میلیارد تومان شود درصدی از سود به من تعلق بگیرد.

 


مشارکت در فیلم‌هایی که سود زیادی به همراه دارد بین فیلمنامه‌نویسان دیگر نیز مرسوم است؟
خیر، این بند را خودم به قرارداد اضافه می‌کنم. به طور کلی فیلمنامه‌نویسان قشر ضعیفی هستند و خیلی جای مانور و شرط گذاشتن ندارند. نویسنده، سناریویی به فیلمساز تحویل می‌دهد و فیلمساز می‌تواند هر بلایی که می‌خواهد سر سناریو بیاورد و بازنویسی آن را به عهده شخص دیگری می‌گذارد. حتی گاهی اوقات نام نویسنده به عنوان خالق اثر در تیتراژ درج نمی‌شود.
چرا فیلمنامه‌نویسان کمدی از جایگاه محکم‌تری نسبت به دیگر فیلمنامه‌نویسان برخوردار هستند؟
زیرا اقتصاد سینمای ایران را فیلم‌های کمدی می‌چرخاند و هر جا صحبت از پول باشد در کنارش قدرت هم وجود دارد و زمانی که یک نویسنده به جایی برسد که فیلمنامه‌هایش موجب فروش بالای فیلم شود به جایگاه خوبی دست پیدا می‌کند و تازه می‌تواند کمی قید و شرط برای فیلمساز بگذارد.
تا به حال چقدر برای دل خودتان نوشتید؟ یک نویسنده چقدر می‌تواند مناسب با علایق شخصی خود اثری را خلق کند؟
فیلمنامه‌هایی که می‌نویسم بخشی برای دل خودم است و بخشی تجاری است که تهیه‌کننده‌ها به من سفارش می‌دهند. یک نویسنده نمی‌تواند تنها برای دل خودش بنویسد. من خودم از ژانر کمدی متنفرم ولی تهیه‌کننده‌های بخش خصوصی تمایل به ژانر کمدی دارند و برای اینکه در این حرفه بتوانم جایگاهی داشته باشم مجبورم کمدی و تجاری هم بنویسم.
حداقل و حداکثر دستمزد در عرصه فیلمنامه‌نویسی چقدر است؟
حداقل دستمزد به منفی ۲۰ میلیون تومان هم می‌رسد. این زمانی اتفاق می‌افتد که اشخاصی که عاشق شهرت هستند بعد از گذراندن کلاس‌های فیلمنامه‌نویسی، یک فیلمنامه سطح پایین می‌نویسند و حاضر هستند پول هم بپردازند ولی نام آنها به عنوان نویسنده در تیتراژ باشد. نقطه صفر دستمزد هم زمانی اتفاق می‌افتد که فیلمنامه را بدزدند و نام خودشان را به عنوان خالق اثر درج کنند. در مجموع، دستمزدی که بابت فیلمنامه پرداخت می‌شود از ۵۰۰ هزار تومان شروع و به ۵۰ میلیون تومان ختم می‌شود. ولی عرفی که در فیلمنامه‌نویسی در ایران وجود دارد ۵ تا ۲۰ میلیون تومان است.


چاپ