کدخبر: 25726

از اسطوره تا افسانه

«اسطوره‌ها آینه‌هایی هستند که تصویرهایی را از ورای هزاره‌ها منعکس می‌کنند و آنجا که تاریخ و باستان‌شناسی خاموش می‌ماند، اسطوره‌ها به سخن درمی‌آیند و فرهنگ آدمیان را از دوردست‌ها به زمان ما می‌آورند و افکار بلند و منطق گسترده مردمانی ناشناخته ولی اندیشمند را در دسترس ما می‌گذارند.

اساطیر ایران باستان در این دنیای پر رمز و راز جایی والا دارد و شناخت آن رهنمون ما در شناخت فرهنگ غنی و پرارزش این سرزمین است. »


ژاله آموزگار و احمد تفضّلی
ارائه تعریفی جامع و مانع از اسطوره کاری است بس دشوار، و اسطوره‌شناسان بر حسب دیدگاه‌های نظری خود به شیوه‌های مختلف آن را تعریف کرده‌اند. در این مقال به تعریف استادان «آموزگار» و «تفضلی» بسنده می‌کنیم و نگاهی اجمالی از زوایایی محدود به جایگاه اسطوره در فرهنگ و تمدن کهنسال ایران می‌اندازیم. واژه اسطوره یا Myth از Mutus گرفته شده که به معنای گنگ و خاموش است و در واقع سخنی است که نیاز به تفسیر دارد. در زبان رایج واژه اسطوره هم‌معنی است با واژگانی مانند افسانه، داستان و قصه، اما در معنای اصیل خود متفاوت است، هرچند مشابهت‌هایی با آن واژگان دارد. اسطوره در ایران باستان در حقیقت پاسخ پرسش‌های بی‌جواب ملتی کهن در باب آفرینش، رویدادهای زندگی و عاقبت کار انسان و جهان است. پرسش‌هایی که ذهن پرسشگر اجداد باستانی ما در روند رشد تفکر و تعقل خود با آن روبه‌رو شده و پاسخ‌هایی برای آنها یافته‌اند. پاسخ به این پرسش‌ها در قالب اسطوره‌هایی است که تمدن‌هایی همچون تمدن ایران را فعال و پویا و چندهزاره‌ای و ماندگار کرده است. ملت‌هایی همانند ایران و چین و مکزیک و هندوستان و مصر زادگاه اسطوره‌هایی شگرف و عمیق‌اند که با تاریخ‌شان پیوندی ناگسستنی دارد. اسطوره‌ها پاسخ بسیاری از پرسش‌های مردمان از روزگار کهن تاکنون را دربر داشته‌اند. به گفته کارل آبراهام، روانکاو مشهور آلمانی «خواب اسطوره فرد و اسطوره خواب جمعی است». نزدیک به اتفاق ایرانیان و ایران‌شناسان و حتی دیگر فارسی‌زبانان شاهنامه فردوسی را حماسه ملی ایران می‌دانند. در تایید نگاه کارل آبراهام به اسطوره نیز می‌توانیم به گفته استاد شاهنامه‌شناس دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن استناد کنیم که می‌گوید: «شاهنامه کتاب مردم ایران است و گرچه به‌دست یک تن پدید آمده، گویی هزاران هزار در ایجاد آن دست داشته‌اند». استاد میرجلال‌الدین کزازی به درستی اسطوره را همانند مادری برای حماسه می‌شناسد؛ اسطوره مادری است که حماسه زاییده اوست. با استناد به گفته آبراهام، ندوشن، و کزازی برداشتی چنین که شاهنامه فردوسی «یگانه خواب جمعی» فارسی‌زبانان است، سخن به گزاف نیست. چنانچه در ابتدای حماسه ملی ایرانیان فردوسی بزرگ چنین می‌سراید:


تو این را دروغ و فسانه مدان/ به یکسان رَوِشنِ زمانه مدان
ازو هرچه اندر خورد با خرد / دگر بر ره رمز معنی بَرَد
در این دو بیت به خوبی تفاوت اسطوره و افسانه مشخص می‌شود. افسانه داستانی است که می‌تواند پندی اخلاقی دربر داشته باشد یا بیانگر روایتی جذاب اما غیرواقعی باشد، در حالی‌که ویژگی اسطوره «رمز» است و «رازورزبودن». با نگاهی به همین ابیات در می‌یابیم آنچه در شاهنامه بر پایه خرد نباشد را نباید دروغ و افسانه بپنداریم، بلکه باید لایه بیرونی را بشکافیم و رمز بگشاییم تا در بطنش به معنا برسیم. اینگونه نگاه‌کردن به اسطوره و حماسه ارزش واقعی شناخت آنها را نمایان می‌کند. ذکر مثالی در این باره رهگشاست. در شاهنامه تهمورث، پادشاه نیکوکار، لقب «دیو بند» دارد، زیرا دیوان را که نافرمان شده بودند به قدرت جهاندار در بند می‌کند. دیوان از او امان می‌خواهند تا در ازای زنده‌ماندن هنر نوین «نبشتن/نوشتن» را به تهمورث بیاموزند. از این روایت برمی‌آید که نوشتن هنری بوده است ویژه دیوها که تهمورث بدان آگاهی نداشته است. این داستان در نگاه نخست شاید افسانه بنماید، اما در کنکاشی در تاریخ باستانی ایران و شباهت‌هایی خیره‌کننده و رمزگشای نزدیک می‌شویم. داریوش کبیر هخامنشی در حدود ۲۵۰۰ سال پیش با وجود قلمرو بزرگ امپراتوری ایران خط مستقل ایرانی نداشت و برای درج کتیبه‌ها از خطوط میخی عیلامی یا بابلی استفاده می‌کرد. این مسئله نقطه‌ضعفی برای شاهنشاهی گسترده ایران بود که سرزمین‌های عیلام و بابل را نیز در سیطره داشت. داریوش شاه دستور داد دبیران امپراتوری با الگوگرفتن از خطوط میخی عیلامی یا بابلی «خط میخی فارسی باستان» را ابداع کنند. حال اگر تهمورث را صورت اساطیری داریوش، دیو را نماد بیگانه، و نوشتن را خط درنظر بگیریم این رمز گشوده می‌شود. ما ایرانیان خط را از بیگانگان (دیوان) گرفته‌ایم. اسطوره‌ها محافظ داشته‌های کهن ملت‌های بزرگ‌اند که در سراسر هزاره‌ها، با برگزاری آیین‌ها و مراسم پاس‌داشته شده‌اند. چه نیکوست که اکنون با حفظ آیین‌هایمان و با «شکافتن بی‌درد» پوسته بیرونی اسطوره‌ها اندکی از طعم خوش و خردافزای مغز محفوظ در باطن‌شان را بچشیم و بچشانیم.
اشکان تقی‌پور / کارشناس ارشد فرهنگ و زبان‌های باستانی، پژوهشگر و مدرس دانشگاه

روزنامه امروز

tejarats.png

نرخ طلا و سکه - امروز

الو وزیر