۱ـ بداند که توسعه یک پدیده خودجوش و پدیدارشدنی emerging است نه یک پدیده طراحی شدنی. در نتیجه لازم است کار اصلی سیاست، برداشتن موانع باشد. چون توسعه موتور داخلی و روشن خودش را دارد.

مدرسه‌ای که تو روستای ما بود تا کلاس ششم بیشتر نداشت و مجبور بودیم برای کلاس هفتم و ادامه تحصیل بریم یه منطقه‌ای که حدود ۶، ۷کیلومتر با روستا فاصله داشت و محله‌ای بود که خانواده‌های کارکنان سه کارخانه اونجا زندگی میکردن و مدرسه‌اش تا کلاس نهم داشت،

می‌گویند برای ما ایرانی‌ها بوق زدن یک حرکت نمادین است. هرکسی که خودرو می‌خرد ابتدا می‌گوییم بذار حداقل باهاش یه بوق بزنیم. اما حالا این بوق چه دردی را دوا می‌کند نمی‌دانم. اما بوق‌ها معانی مختلفی دارند که شاید فقط ایرانی‌ها بفهمند البته بعضی بوق‌ها هم بین‌المللی شده‌اند.

ممد فراهانی یا همون ممد غریب روستا رو با دروغ‌ها و چاخانهای بزرگش که یادتونه؟ تو تابستون سال ۵۱ حدود ساعت ۴ بعدازظهر که مردم استراحت میکنن صدای موتور سه چرخش اومد و بعد خودش با صدای بلند فریاد میزد تو دامنه کوه بالای روستا گوسفندهای اهالی ده افتادن تو چاه نفت سیاه و چوپان گفته برو کمک بیار، اولش کسی باورنمی‌کرد.

بچه که بودیم از بزرگترها می‌شنیدیم «مرگ حقه» «مرگ شُتُریه که در خونه همه می‌خوابه» اجل برگشته میمیره نه بیمار سخت یا «ملک الموت این دوروبرها پرسه میزنه» و...

گفت سوار شین بریم کلانتری اونجا معلوم میشه، هر چی گفتیم بابا اینطور که شما فکر می‌کنین نیست ولی قبول نکرد. می‌گفت شما اینقدر از خودتون بی‌خودین که تو این سرما یه کاپشن نپوشیدین خلاصه رفتیم کلانتری اونجا هم کادر کلانتری، با اون لباس‌ها کلی به ما خندیدن.

امروز می‌خوام از روستا فاصله بگیرم و از یه اتفاق که در دوران جنگ تحمیلی برام افتاده بنویسم. اسفند سال ۱۳۶۲ در عملیات خیبر تو جزیره مجنون عراق با هواپیما منطقه رو شیمیایی کرد.

روستای ما متشکل از حدود شصت خانوار بود که همه به‌جز دو سه خانوار که از جاهای دیگه کوچ کرده بودن و تو روستای ما زندگی میکردن از یک طایفه و فامیل بودن و شغلشون کشاورزی و گله‌داری بود.

روزنامه امروز

tejaratb.png

sanatp.png

نرخ طلا و سکه - امروز

الو وزیر