کدخبر: 24738

بیان اخبار سیاه و مدیریت‌های عالی

به بهانه تغییر وزیران، می‌خواهم خلاصه بگویم که مسئولیت خود را کوچک نشمریم وکارهایی راکه ما باید بکنیم به گردن مردم نیندازیم.

یک روزی وزیر محترم راه و ترابری که خدایش بیامرزد، در سال‌ها قبل اعلام کرد سقوط سالی دو هواپیما قطعی است.
یک روزی وزیر محترم آموزش و پرورش گفته است وضعیت آموزشی مدارس ما بسیار بد است و با کمبود شدید مدرسه روبه‌رو هستیم...
یک روزی وزیر محترم مسکن و شهرسازی گفته بود که تا صدسال دیگر هم ما خانه بسازیم همه صاحب مسکن نمی‌شوند.
یک روزی وزیر محترم بازرگانی فرموده‌اند که واردات ما همیشه از صادرات جلوتر است و کاری نمی‌شود کرد.
یک روزی وزیر محترم کشاورزی گفته‌اند که رسیدن به خودکفایی امری غیر ممکن است و ما همیشه نیازمندیم.
یک روزی وزیر محترم اقتصاد فرمایش کرده‌اند که تورم ده‌ها سال با ما همراه است.
یک روزی وزیرمحترم صنعت فرموده‌اند که «پیکان» نور چشم ماست.
یک روزی وزیرمحترم ورزش گفته است که مگر قرار است ما همه طلاهای عالم را به ایران بیاوریم؟
یک روزی وزیرمحترم کار گفته‌اند که همیشه تعدادی بیکارخواهیم داشت.
یک روزی وزیرمحترم بهداشت فرموده‌اند که بیمارستان‌های ما که قرار نیست هتل باشند.
یک روزی وزیر محترم آب و برق می‌گویند که قدر این آب‌های بر زمین ریخته و برق‌های هدررفته را بیشتر بدانیم.
یک روزی وزیر فرهنگ و هنر فرموده‌اند که هنر نزد ما ایرانیان است و بس.
یک روزی وزیر محترم نفت فرمایش کرده‌اند که داریم به ته چاه نفت می‌رسیم.
و خلاصه هر روزی در این سی، چهل سال و در همه دولت‌ها، وزیران محترم فرمایشات عجیب و غریب فراوان داشته‌اند؛ کافی است که به آرشیو فرمایشات آنها در رسانه‌ها مراجعه کنیم.
این اخبار در سطوح هیات دولت است، رییسان جمهور هم در هر دوره بنا به شرایط سازندگی یا اصلاحات یا مهرورزی یا تدبیر، فرمایشات گسترده‌تر از آنچه هیات دولت فرموده‌اند، گفته‌اند.
نمایندگان مجالس ده‌گانه هم که از اعلام وقایع اتفاق‌افتاده و نیفتاده در پیش از دستور و بعد از دستور دریغ نمی‌کنند و سال‌هاست که از کمبودها و مشکلات مناطق خود با آب و تاب می‌گویند.
مدیران عامل و معاونان وزیر و مدیران کل هم که برای خوشایند مخاطبان، هر رنگی را کمی پررنگ‌تر ارائه می‌کنند و با نظریه‌های کارشناسی خود زهره مخاطبان را می‌ترکانند.
از مدیرکل پایین‌تر هم که دیگر خودش را جزئی از جامعه عادی می‌داند و حق مسلم‌اش است که همراه با هر مسافری در تاکسی و اتوبوس و مترو، نگاه‌های کارشناسی خود را با نق و نوق بیان کند.
گاهی مردم از خود سوال می‌کنند که آیا این اخبار سیاه، خسته‌کننده و ناامید از سوی نیروهای استکباری اعلام می‌شود و اساس وظیفه مسئولان بیان نارسایی‌های موجود است؟ مردم که بیشتر از هر کسی آنها را لمس می‌کنند؟
و در اصل کدام روش مدیریتی درست است؛ آن که یک مدیر از برنامه‌های در حال اجرا و افق‌های آینده بگوید؟ یا اینکه به جای مردم فقط مشکلات را بدون راه‌حل و اقدام بیان کند؟
بدون شک، مسئولان که استخوان‌بندی اصلی نظام تلقی می‌شوند، نمی‌توانند جزو قلم‌به‌مزدان به شمار روند که مرتب در مطبوعات نقد و انتقاد می‌کنند، اینها که روزنامه‌نگار نیستند که از چمدان‌های۲۰ میلیون دلاری فرنگی‌ها وام گرفته باشند و ارتباط‌های آنچنانی داشته باشند.
 اینها بزرگان ما هستند، هیات دولت محترم هستند، راس فرهنگ و هنر و اقتصاد و آموزش و کشاورزی و بازرگانی و بهداشت و ورزش و صنعت و نفت و آب و برق و غذا و پول و بی‌پولی ملت نشسته‌اند، آیا به راستی جز این چندصدنفر بزرگان کسی دیگر هم در این سال‌ها مسئولیت داشته است؟
این چگونه نگاهی است که مسئولان دارند و ما نمی‌فهمیم؟ آنها برای چه نق می‌زنند؟ مگر جز آنها کسی دیگر مسئول درست کردن مشکلات است؟ به چه حقی یک مسئول وزارتخانه سیاه‌نمایی می‌کند و از کم‌کاری یا به سرانجام نرسیدن یک پروژه حرف می‌زند؟ هر مسئولی چند سالی در مسئولیت خود فرصت کار و تلاش و برنامه‌ریزی و نتیجه‌گرفتن داشته است؛ چرا به نتیجه نمی‌رسد؟ و اگر به نتیجه نمی‌رسد چرا مردم را ناامید می‌کنند؟ اگر سی، چهل سال یک جاده ۲۰۰کیلومتری ساخته نمی‌شود یا ۱۰ سال یک اتوبان ساده به پایان نمی‌رسد یا چند پل همین‌طور می‌ماند یا هزاران ساختمان نیمه‌تمام در شهرها به چشم می‌خورد، چه کسی مقصر است؟ این پروژه‌های نیمه‌تمام و تیرآهن‌های زنگ‌زده در همه شهرهای کشور و بیابان‌ها و خیابان‌ها راکدام دولتمرد و سیاستمدار و شهردار و فرماندار و استاندار باید پاسخ دهد؟ چرا فرافکنی می‌کنیم و بار مسئولیت خود را به گردن مردم می‌گذاریم؟
می‌گویند: یک مدافع بد در تیم خودی بسیار خطرناک‌تر از یک مهاجم تیم حریف است.

ناصر بزرگمهر / مدیر مسئول

روزنامه امروز

tejaratb.png

sanatp.png

نرخ طلا و سکه - امروز

logo-samandehi
الو وزیر