کدخبر: 23293

کتک خوردن چشم و گوش مردم به‌دست نماینده مردم

خبرنگار مردم کتک می‌خورد.
نماینده مردم کتک می‌زند.
جهان مجازی پر از واژه‌های زشت می‌شود.
رسانه‌های داخلی موضع‌گیری می‌کنند.
روزنامه‌نگاران رنجیده‌خاطر می‌شوند.
نمایندگان مردم دلجویی می‌کنند.
مردم می‌خوانند و می‌گذرند، نمی‌خوانند و می‌خوابند.
نماینده تراکتور می‌راند و آواز خود می‌خواند.
خبرنگار کتک خورده همچنان کتک خورده می‌ماند.


***‌
بارها نوشته‌ام که روزنامه‌نگاری نوعی بندبازی بدون چوب تعادل است، بدون طناب نگهدارنده روز مبادا است، بدون تشک نرم زیرپا است.
خبرنگاری حرفه پرخطری است که یکی را در جبهه جنگ به شهادت می‌رساند و دیگری را در میانه یک دعوای خیابانی مجروح می‌کند و سومی را در خانه امن ملت مضروب می‌سازد.
روزنامه‌نگار متولد می‌شود، تحصیل می‌کند و حرفه ارتباطی را انتخاب می‌کند تا بتواند ارتباطات انسانی را گسترش دهد.
خبرنگار تلاش می‌کند تا بتواند بخشی از نهفته‌های درون جامعه خود را به چشم و گوش دیگرانی برساند که صبح را در هیاهوی زندگی به شب می‌رسانند و نان خود می‌خورند و بار خود می‌برند.
روزنامه‌نگار مسیر سخت نادانی را با قلم خود هموار می‌کند تا راهی برای عبور کودکان چشم‌بسته فردا باز کند.
خبرنگار، کارگر معدن زیرزمینی است. او در لایه‌های پنهان مسائل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، هنری، ورزشی، مذهبی، قضایی و امنیتی و مانند اینها به دنبال کشف طلای وجود کسانی است که در میانه سیاهی زغال‌سنگ‌ها گم شده‌اند.
روزنامه‌نگار فریادرس جماعتی است که دست‌شان بر زمین مانده است و نگاه‌شان آسمان را می‌شکافد.
خبرنگار، ماهیگیر مروارید هستی است. او تلاشگر پیدا کردن گوهری ناب در میان صدف‌های توخالی است.
***‌
نماینده مردم از دل مردم انتخاب می‌شود.
هر قوم و قبیله‌ای به فردی با گرایشات ذهنی و نزدیک به فرهنگ خود معتقدند و به او رای می‌دهند.
مجلس در راس امور است، نه برای آنکه ساختمان بهتری دارد، نه برای آنکه مبل‌های چرمی خوش‌نشینی در آن قرار دارد.
مجلس در راس امور است، نه برای آنکه ۲۷۰نفر در آنجا می‌شوند، نه برای آنکه تعداد افراد بیشماری در آن کار می‌کنند.
مجلس در راس امور است، چون مردمی از جنس مردم یک کشور از جنوب و شمال و شرق و غرب و با فرهنگ گل و بلبل و خاک و بیابان در آن حضور می‌یابند.
مجلس در راس امور است، چون قرار است نشانه‌های رنگارنگ فرهنگ یک جامعه را در یک ساختمان و زیر یک سقف جای دهد.
مجلس در راس امور است، چون هیچ‌کدام از نمایندگان نباید «من» باشند، نباید «منیت» بر آنها حاکم باشد، باید همگی «ما» باشند.
مجلس در راس امور است چون باید از جنس خاک، از جنس شهر، از جنس کارگر و کارمند، از جنس کاسب و تاجر، از جنس سرباز و افسر، ازجنس مهندس و دکتر، ازجنس استاد و معلم، از جنس مدیر و رییس، از جنس وزیر و رییس‌جمهور و از جنس رهبر باشد.
مجلس در راس امور است، چون باید نماینده خانواده بزرگ نوزادان، کودکان، نوجوانان، جوانان، میانسالان، پیران، کهنسالان، زنان و مردان یک سرزمین باشد.
مجلس در راس امور است، چون باید رنگین‌کمانی از رنگ‌های مختلف باشد، بی‌آنکه رنگی بر رنگ دیگری ارجحیت یابد.
مجلس در راس امور است، چون ارکستر بزرگی است که نباید هر نوازنده‌اش ساز خود را بزند و نوای خود را کوک کند، ارکستری است که رهبری آن برعهده مردم است و باید صدای خوش و پرالحانی از آن به گوش مردم برسد.
مجلس در راس امور است تا با نظارت خبرنگاران رسانه‌ها که چشم و گوش مردم هستند، در راه پیشرفت و توسعه کشور، قوانینی را ثبت کنند که نسل‌های آینده هم به آنها افتخار کنند.
مجلس در راس امور است؛ اگر با حضور نمایندگانی «مردمسالار» بتواند «اعتماد» مردم را با «ابتکار» به‌دست آورد.
***‌
حالا نماینده‌ای از راس امور می‌تازد و ساز خود را می‌زند و تراکتور می‌راند و چشم و گوش مردم را زخم می‌زند.
حالا جهان واقعی و مجازی در انتظار نشسته است تا ببیند آیا فرشته چشم‌بسته ترازوی عدالت، چشمانش را کمی برای خبرنگارانش باز می‌کند؟
***‌
معذرت می‌خواهم، اشتباه کردم، جبران می‌کنم، واژه‌های شرافتمندانه‌ای هستند که جهان بدون آنها می‌میرد.
پرسش اول و آخر: چرا سیاستمداران و دولتمردان ما از این واژه‌ها بهره نمی‌برند؟
ناصر بزرگمهر / مدیرمسئول

روزنامه امروز

tejarats.png

نرخ طلا و سکه - امروز

الو وزیر