کدخبر: 23083

مدیریت قضاوت، بندبازی با جان دیگری است

در دنیای مجازی و دریکی از گروه‌ها حکایتی را خواندم. فردی با درجه بالای نظامی که نمی‌دانم کی و کجا بود، خاطره‌ای تعریف می‌کرد که به نظرم برای همه و در همه‌جا و به‌ویژه در حوزه‌های مدیریتی و قضاوت کردن می‌تواند مفید باشد، او نوشته بود:


(آزمونی در ارتش برگزار شد تا افراد برگزیده در رشته حقوق، عهده‌دار پست‌های مهم قضایی در دادگاه‌های نظامی ارتش گردند. در این آزمون، من و ۲۵ نفر دیگر، رتبه‌های بالای آزمون را کسب کردیم و به دانشگاه حقوق قضایی راه یافتیم.
دوره تحصیلی یک‌ساله بود و همه، با جدیت دروس را می‌خواندیم.
یک هفته مانده بود به پایان دوره، روزی از در دژبانی در حال رفتن به کلاس بودم که ناگهان دیدم دو نفر دژبان با یک نفر لباس شخصی منتظر من هستند و به‌محض ورود من، فرد لباس شخصی که با ارائه مدرک شناسایی، خود را از سازمان امنیت معرفی کرد مرا با احترام، دستگیر کرد و با خود به نقطه نامعلومی برد و به داخل سلول انفرادی انداخت.
هرچه از آن لباس شخصی علت بازداشتم را پرسیدم چیزی نگفت و فقط می‌گفت من مامورم و معذور و چیز بیشتری نمی‌دانم!
اول خیلی ترسیده بودم. وقتی در سلول انفرادی تنها شدم، افکار مختلفی ذهنم را آزار می‌داد، هر چه فکر می‌کردم چه کار خلاف قانونی مرتکب شده‌ام چیزی یادم نمی‌آمد، گمان می‌کردم که به حتم یکی از همکاران، از روی حسادت، حرفی زده که کار مرا به اینجا کشانده و...
از زندان‌بان خواستم تلفنی به خانه‌ام بزند و حداقل، خانواده‌ام را از نگرانی خلاص کند ولی ترتیب اثری نداد و مرا با نهایت غم و اندوه، در گوشه بازداشتگاه، به حال خود رها کرد.
آن روز و روزهای دیگر به همان ترتیب گذشت، تا اینکه صبح روز نهم، درحالی‌که انگار ۱۰۰ سال گذشته بود، دوباره همان دو نفر دژبان به همراه همان لباس شخصی، دنبال من آمدند و مرا با خود یک‌راست به اتاق رییس دانشگاه که درجه سرلشکری داشت بردند. وقتی به اتاق رییس دانشگاه رسیدم، در کمال تعجب دیدم تمام همکلاسی‌های من هم با حال و روزی مشابه من، در اتاق هستند و البته همگی هراسان و بسیار نگران بودند.
وقتی همه دوستانم را دیدم که به حال و روز من دچار شده‌اند کمی جرات به‌خرج دادم و از بغل‌دستی خود، آهسته پرسیدم و دیدم وضعیت او هم شبیه من است! ناگهان همهمه‌ای به پا شد. در اتاق، باز و رییس دانشگاه وارد اتاق شد. همگی بلند شدیم و ادای احترام کردیم.
رییس دانشگاه، با خوشرویی تمام، با یکایک ما دست داد و درحالی‌که معلوم بود از حال و روز همه ما، کاملا آگاه است این چنین به ما گفت:
هرکدام از شما که افراد لایقی هستید پس از فارغ‌التحصیلی، ریاست دادگاهی را در سطح کشور به‌عهده خواهید گرفت و حالا این بازداشتی شما، آخرین واحد درسی شما بود که باید پاس می‌کردید و در مقابل اعتراض ما گفت:
این کار را کردیم تا هنگامی که شما در مسند قضاوت نشستید و قدرتمند شدید و قلم در دست‌تان بود، از آن سوءاستفاده نکنید و از عمق وجودتان، حال و روز کسی را که محکوم می‌کنید درک کرده و بی‌دلیل و از سر عصبانیت یا مسائل دیگر، کسی را بیش از حد جرمش، به زندان محکوم نکنید! در خاتمه نیز، از همه ما عذرخواهی کرد و همه ما نفس راحتی کشیدیم.
بدون شک این حکایت در کشور ما یا در هر جای جهان که باشد درس بزرگی برای هر مدیر و هر قاضی و قضاوت‌کننده‌ای به‌شمار می‌رود، یک واحد عملی برای کسی است که تصمیم به قضاوت دیگری گرفته است.
متاسفانه در جامعه ما علاوه بر قاضی که شغل‌اش قضاوت است، همه ما مردم هم با اینکه به‌طور تقریبی می‌دانیم قضاوت کردن بر رفتار و گفتار دیگران از زشت‌ترین و آزاردهنده‌ترین ناهنجاری‌های رفتاری انسان‌هاست، اما بیشتر اوقات آگاهانه یا ناآگاهانه مرتکب قضاوت‌های کوچک و بزرگ می‌شویم. درحالی‌که اگر بدانیم قضاوت نادرست ما چه تاثیری بر زندگی دیگری می‌گذارد، شاید در قضاوت کردن عجله نکنیم. اگر لازم است روزی درباره کسی یا چیزی قضاوت کنید، باید توجه کنید که بار نتایج این قضاوت به دوش شماست. قضاوت با توجه به فرهنگ و دانش و آگاهی فرد نسبت به یک موضوع و با عدالت و تقوا و استقلال و بی‌نیازی و خوشنامی و اصالت و دقت و ده‌ها ویژگی پسندیده می‌تواند انجام شود، پیامبر خدا به مولا علی(ع) فرمودند: خداوند در قضاوت، قلب شما را هدایت می‌کند اما هرگاه دو طرف در برابر تو نشستند قضاوت مکن تا سخن هر دو طرف را بشنوی. مورد بحث باید با توجه به تفکر و اندیشه و اعتقاد فرد مورد قضاوت انجام شود. مولاعلی(ع) فرمودند: میان اهل تورات براساس تورات‌شان و میان اهل انجیل براساس انجیل‌شان و میان اهل زبور براساس زبورشان و میان اهل قرآن به قرآن‌شان داوری خواهم کرد. شرایط زمان و مکان و بسیاری از موضوعات کوچک و بزرگ در اعمال ما دخالت دارند که در زمان قضاوت باید مورد توجه قضاوت‌کننده قرار گیرد. سعدی بزرگوار به زبان ساده فرموده‌اند:
«زیر پایت چون ندانی، حال مور همچو حال توست، زیر پای فیل»
از قضاوت‌های سطحی بپرهیزیم و دنیای اطلاع‌رسانی را با حب و بغض آلوده نکنیم و به توزیع میلیون‌ها پیام شایعه و دروغ در دنیای مجازی کمک نکنیم.

ناصربزرگمهر / مدیرمسئول

روزنامه امروز

tejaratb.png

sanatp.png

نرخ طلا و سکه - امروز

logo-samandehi
الو وزیر