شاید تا این لحظه (صبح شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۶) که شما خواننده این یادداشت هستید، تکلیف ریاست‌جمهوری ۴ سال آینده روشن‌شده باشد یا حداکثر تا چند ساعت دیگر معلوم می‌شود، آنچه می‌خواهم به آن اشاره کنم یکی از مهم‌ترین چالش‌های ۱۰سال گذشته دولت‌های نهم و دهم و به‌ویژه یازدهم بشمار می‌رفت.

یک‌بار دیگر این حکایت را با کمی تغییر در یادداشت «تصمیم مدیریتی» نوشته‌ام، حکایت گروهی از بچه‌ها که در نزدیکی دو ریل راه‌آهن، مشغول بازی کردن بودند و یکی از این دو ریل قابل استفاده و دیگری غیرقابل استفاده بود،

در جایی خواندم که پاسخ اول اغلب ما به سوال «ما چقدر دایناسور هستیم؟» این است که «هیچ» یا ممکن است فردی بگوید «خیلی کم» اما واقعا تابه‌حال به این فکر کرده‌اید که ما چقدر دایناسور هستیم؟

«رابرت دانهام» بنیان‌گذار برنامه سراسری پرورش مدیران اجرایی ۱۴ اشتباه فاحش مدیران پروژه را بدون توجه به صنعت چنین توصیف می‌کند:

گوش بعضی از مدیران شنوا است، یکپارچه زبان نیستند و دو گوش خود را گم نکرده‌اند، آنها فریادهای جامعه اطراف خود را می‌شنوند، توجه به صدای دیگران دارند، حتی پچ‌پچ‌ها را می‌شنوند، اگر خودشان هم نشنوند وظیفه شنیدن را به روابط عمومی‌های‌شان محول کرده‌اند،

گوش بعضی از مدیران سنگین است، یکپارچه زبان‌اند و دو گوش را گم‌کرده‌اند، آنها فریادهای جامعه اطراف خود را نمی‌شنوند، توجهی به صدای دیگران ندارند،

چه مظلوم است این فرزند خلف دموکراسی، این رکن چهارم مشروطیت، این چرخ پنجم آزادی، این خواهرخوانده دنیای مجازی، این برادرخوانده صنعت چاپ، این مطبوعات از همه‌جا مانده، این کاغذهای سیاه شده نخوانده، این ورق‌پاره‌های مچاله شده شب عید، این شیشه پا کن دست بانوان، این واژه‌های رهاشده در تاریخ، این کلمات تاریخ‌ساز، این خون‌دل خوردن‌های انتشار یک خبر، یک گزارش، یک گفت‌وگو، این پلکان ترقی وزیر و وکیل، این آسانسور شهرت فوتبالیست و بازیگر، این رسانه‌های همیشه حاضر، این خبرنگاران زحمتکش، این شهیدان زنده همیشه غایب، این روزنامه‌ها و هفته‌نامه‌ها و ماهنامه‌ها و ویژه‌نامه‌ها که در سرزمین‌های طلوع خورشید، در آفتاب شرق، هرروز غروب می‌کنند و هرسال می‌میرند تا همتی دیگر و بازهم تولدی دیگر با امیدهای فراوان چند خبرنگار.

روزنامه امروز

tejaratb.png

sanatp.png

نرخ طلا و سکه - امروز

الو وزیر