جهان مجازی پر می‌شود از خبر فحاشی یک هنرپیشه به یک خبرنگار، اگر هنرمندانی چون انتظامی و مشایخی و جمیله شیخی و پروانه معصومی... را هنرمندانی درجه یک بدانیم و نسل نیکی کریمی و لیلاحاتمی و امین تارخ و پرویز پرستویی و ده‌ها هنرمند ارزشمند را درجه دو نامگذاری کنیم،

آورده‌اند شیخ جنید بغدادی به عزم سیر از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او روان بودند، شیخ احوال بهلول را پرسید، گفتند او مردی دیوانه است، گفت او را طلب کنید که مرا با او کار است.

شاید تا این لحظه (صبح شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۶) که شما خواننده این یادداشت هستید، تکلیف ریاست‌جمهوری ۴ سال آینده روشن‌شده باشد یا حداکثر تا چند ساعت دیگر معلوم می‌شود، آنچه می‌خواهم به آن اشاره کنم یکی از مهم‌ترین چالش‌های ۱۰سال گذشته دولت‌های نهم و دهم و به‌ویژه یازدهم بشمار می‌رفت.

یک‌بار دیگر این حکایت را با کمی تغییر در یادداشت «تصمیم مدیریتی» نوشته‌ام، حکایت گروهی از بچه‌ها که در نزدیکی دو ریل راه‌آهن، مشغول بازی کردن بودند و یکی از این دو ریل قابل استفاده و دیگری غیرقابل استفاده بود،

در جایی خواندم که پاسخ اول اغلب ما به سوال «ما چقدر دایناسور هستیم؟» این است که «هیچ» یا ممکن است فردی بگوید «خیلی کم» اما واقعا تابه‌حال به این فکر کرده‌اید که ما چقدر دایناسور هستیم؟

«رابرت دانهام» بنیان‌گذار برنامه سراسری پرورش مدیران اجرایی ۱۴ اشتباه فاحش مدیران پروژه را بدون توجه به صنعت چنین توصیف می‌کند:

گوش بعضی از مدیران شنوا است، یکپارچه زبان نیستند و دو گوش خود را گم نکرده‌اند، آنها فریادهای جامعه اطراف خود را می‌شنوند، توجه به صدای دیگران دارند، حتی پچ‌پچ‌ها را می‌شنوند، اگر خودشان هم نشنوند وظیفه شنیدن را به روابط عمومی‌های‌شان محول کرده‌اند،

گوش بعضی از مدیران سنگین است، یکپارچه زبان‌اند و دو گوش را گم‌کرده‌اند، آنها فریادهای جامعه اطراف خود را نمی‌شنوند، توجهی به صدای دیگران ندارند،

روزنامه امروز

tejaratb.png

sanatp.png

نرخ طلا و سکه - امروز

الو وزیر