• مدیریت تملق

    در فرهنگ ضرب‌المثل‌ها می‌گویند: «با خوردن هر گندی شاید به بالا رسی، لیک در بالا نمانی.»

    در باب همین ضرب‌المثل ماندگار تاریخ، حکایتی آمده است که بوقلمونی، گاوی بدید و بگفت: در آرزوی پروازم اما چگونه، ندانم؟

  • مدیریت «می‌تی‌کومون»

    مامور کنترل مواد مخدر به یک دامداری در ایالت تگزاس امریکا می‌رود و به صاحب سالخورده آن می‌گوید: باید دامداری‌ات را برای جلوگیری از کشت مواد مخدر بازدید کنم.

  • ۳حقیقت تلخ در مدیریت بوفالویی

    در یادداشت مدیریت بوفالویی نوشتم که در کتاب پرواز بوفالوها (flight of the buffalo) نوشته «جین بلاسکو»، او از زندگی بوفالوها و غازها به نتیجه‌های جذاب و تلخی از مدیریت دست پیدا می‌کند.

  • کارمندان بازیگر و مدیران خوشحال

    یک کارمندی بود که عاشق کارش بود، او با دلسوزی بسیار کار می‌کرد و سرزمینش و کارش و مردمش را بسیار دوست داشت، اما او هر روز دیر سر کار حاضر می‌شد، وقتی می‌گفتند: چرا دیر می‌آیی؟
    جواب می‌داد: یک ساعت بیشتر می‌خوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته باشم، برای آن یک ساعت هم که پول نمی‌گیرم!

  • رنگ و بوی علی (ع) در خیال شاعران پارسی

    آواز تو در شعرم، شعر تو در آوازم / در عشق تو می‌سوزم، با داغ تو می‌سازم
     هر کس به کسی نازد، در هر دو جهان اما/ تنها تو کس مایی، من هم به تو می‌نازم
     اشک تو چراغ من، عشق تو سرود من/ تا هست خیال تو، با غیر نپردازم
    عشق علی‌ام در دل، دیگر چه غمی دارم/ سلطانم و شهبازم، آزاد و سرافرازم

  • مدیریت برنامه‌های کوتاه‌مدت

    حضور در بلاد فرنگ همیشه برای اهل قلم فرصتی است که اگر خداوند رحمان عمری دهد، مقایسه‌هایی بین استعدادهای خدادادی سرزمین همیشه سبزمان با غرب داشته باشیم.
    با یک دوست کنار برکه آبی در فرنگ قدم می‌زنیم، برایم از تفاوت مدیریت‌های ایرانی با مدیریت عرب‌ها و مدیریت چشم‌بادامی‌ها و مدیریت‌های غربی می‌گوید.

  • مدیریت بوفالویی

    در کتاب پرواز بوفالوها (flight of the buffalo) نوشته «جین بلاسکو» که موردتوجه بسیاری از اهالی خرد و افراد دل‌نگرانی چون من در حوزه مدیریت قرارگرفته است، سازمان‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند:

  • سلامی چو بوی خوش آشنایی

    ۱۴ فروردین ۱۳۹۵ رسید، به همین سرعت، ۲ هفته از سال جدید در تعطیلی و بی‌خبری گذشت. ۲ هفته‌ای که نشانه‌ای از گذر زمان و زندگی فرد فرد ما در طول عمر چند ده ساله ماست؛ عمری که گاهی در خبر و گاهی در بی‌خبری می‌گذرد.

  • من نیازم تو رو هرروز دیدنه

    به نام او که هرچه بخواهد همان می‌شود...
    ترانه‌ای قدیمی در «کاست» قدیمی گیرکرده است، از همون «کاست»های نوستالوژی با خودکار بیک!

  • مدیریت تاوان شکست

    «یک رهبر واقعی باید نحوه مدیریت شکست‌ها و ناکامی‌ها را بلد باشد.»
    این جمله از عبدالکلام، رییس‌جمهوری کشور هند است که ۲۲ مارس ۲۰۰۸ در یک کنفرانس اقتصادی در فیلادلفیا بیان کرد.

  • مدیریت اندازه‌گیری

    «در نزدیکی ده ملانصرالدین مکان مرتفعی بود که شب‌ها باد می‌آمد و فوق‌العاده سرد می‌شد.
    دوستان ملا گفتند: ملا اگر بتوانی یک شب تا صبح بدون آنکه از آتشی استفاده کنی در آن تپه بمانی، ما یک سور به تو می‌دهیم وگرنه تو باید یک مهمانی مفصل به همه ما بدهی!
    ملا قبول کرد.

  • مدیریت زندانیان غار افلاطون

    مدیرمسئول

    «افلاطون می‌گوید غاری را تصور کنید که در انتهای آن افرادی را از ابتدای کودکی به زنجیر بسته باشند به‌نحوی‌که این افراد نتوانند سر خود را به عقب برگردانند و پشت‌سرشان را ببینند. اما در پشت سر این عده، افراد دیگری زندگی می‌کنند و آتشی نیز افروخته‌اند.

  • مدیریت آینه

    به جایی که تاریک و ظلمانی است، نور ببریم
     به جایی که امید نیست، امید
    به جایی که دروغ هست، راستی
     و در نور خدایی گام برداریم
     معنی زندگی این است

  • نقش رسانه‌ها و مردم در مدیریت پاک

    از کودکی در باورهای سنتی و مذهبی ما آمده که دروغگو دشمن خداست، اما گاهی راستگویی را در جهانی دیگر جست‌وجو می‌کنیم و بیان این فرهنگ بسیار سخت است.
    در خبرها آمده بود: «در سوئد همه افرادی که در پست‌های دولتی به‌کار گمارده می‌شوند باید از هرگونه خطایی، چه در گذشته و چه در زمانی که مشغول خدمت هستند، پاک باشند.

  • مدیریت لال، ادامه مدیریت کر و کور

    مدیرمسئول

    وقتی در یادداشت‌های دو هفته گذشته به آیه شریفه «صُمٌ بُکْمٌ عُمْی فَهُمْ لا یرْجِعُونَ» اشاره کردیم، برکت آن به این قلم هم سرریز شد و مهربانی خوانندگان محترم دوچندان شد و با نگاه مهر، خطاهای نادانی و جسارت‌های گاه و بیگاه مرا در این ستون شنبه‌های روزنامه‌های( صمت و سایه و روزگار اقتصاد) با پاک‌کن خرد خود پاک کردند که ابراز لطف‌شان تا ادامه نفس این حقیر همراهم خواهد بود.

  • مدیریت نابینا ادامه مدیریت ناشنوا

    هفته قبل که یادداشت «مدیریت ناشنوا، درد همیشگی تاریخ» چاپ شد فکر نمی‌کردم تا این حد موردتوجه قرار بگیرد.

  • مدیریت ناشنوا درد همیشگی تاریخ

    مدیرمسئول

    فرصتی شد تا برای شنوایی‌سنجی به پزشک مراجعه کنم، بعد از معاینات مرسوم معلوم شد که گوش چپ چندسالی است که زیرخط نرمال است و گوش راست هم صداهای بم را خیلی خوب تشخیص نمی‌دهد.

  • تصمیم مدیریتی

    ناصر بزرگمهر

    این حکایت را یک دوست در دنیای مجازی برای من فرستاده است.
    گروهی از بچه‌ها در نزدیکی ۲ ریل راه‌آهن، مشغول بازی کردن بودند.
    یکی از این ۲ ریل، قابل استفاده، ولی آن دیگری غیرقابل استفاده بود.

  • مدیریت همبستگی

    در بسیاری از مباحث مدیریت و یادداشت‌هایی که من در این حوزه نوشته‌ام، به هیات فردی بیشتر توجه شده تا ویژگی‌های جمعی و گروهی، در حالی که بسیاری از موفقیت‌های مدیریتی با اراده جمعی امکانپذیر است و راه رسیدن به آرمان‌های بلند با اتحاد و یکی شدن عقاید و افکار گروه‌های کوچک و بزرگ، امکانپذیر می‌شود.

  • مدیریت لیاقت

    مدیرمسئول

    یک دانشجوی افغانی می‌گفت زمان تحصیلم در سوئیس با یکی از استادان دانشگاه مان رفتیم کافه نزدیک دانشگاه تا قهوه بخوریم. حرف از حکومت و اوضاع بد افغانستان شد و علت‌های عقب‌افتادگی مردم، که استادم حرف جالبی زد و همواره توی ذهنم نقش بست.