• روابط‌عمومی‌ها صاحبخانه دل هستند

    امام رضا(ع) طلبیده است، دیدار با خاک مادر هم بهترین علت است که دلتنگی‌ها را در ساکی بریزی و یکی دوساعت خوابیدن را تحمل کنی و ۴ صبح از خانه بیرون بیایی و خودت را به یاران روابط‌عمومی‌های خودروساز بزرگ کشور برسانی و لبیک‌گویان سوار ماهانی شوی که با ۴۰ دقیقه تاخیر گازش را می‌گیرد که به کورس بعدی برسد.

  • مدیریت کوک

    شنبه قبل فرصتی شد تا با وزیر ارزشمندی که بسیار دوستش دارم صحبت کنم. بی‌مقدمه به ایشان عرض کردم که انسان‌ها مثل ساعت‌های قدیمی خانه پدربزرگ‌ها هستند، نیاز دارند گاهی با حوصله کوک شوند، گردگیری شوند و حتی روغن‌کاری شوند تا دوباره دقیق مثل ساعت کار کنند، آدم‌ها به مهربانی و توجه نیاز دارند، آنها اگر امید داشته باشند، بهره‌وری‌شان دوبرابر می‌شود.

  • ثبات در مدیریت!

    وقتی دبستان می‌رفتم، می‌گفتند وزیر امور خارجه امریکا «هنری کسینجر» است. وقتی جوان بودم او از مقابل دانشگاه تهران گذشت و دانشجویان شعار دادند. وقتی به میانسالی رسیدم، گفتند او بعد از چند دوره که وزیرخارجه چند رییس‌جمهوری بود بازنشسته شده است.

  • مدیریت دورهمی مطبوعاتی‌ها

    بیست‌ودومین نمایشگاه مطبوعات دیشب به پایان رسید، جشن خرد و دانایی و اطلاع‌رسانی با ابزار کاغذ و قلم و خودکار و مداد و رایانه و روزنامه و مجله و سایت و خبرگزاری و با حضور مسئولان و روزنامه‌نگاران و دانشجویان و بیکاران و باکاران و کمی از مردم به پایان رسید.

  • بیان اخبار سیاه و مدیریت‌های عالی

    به بهانه تغییر وزیران، می‌خواهم خلاصه بگویم که مسئولیت خود را کوچک نشمریم وکارهایی راکه ما باید بکنیم به گردن مردم نیندازیم.

  • مدیریت کارمندی

    ساعت زنگ می‌خورد، هر روز صبح دلش می‌خواهد که ساعت اختراع نشده بود. با بی‌حالی بلند می‌شود، دست و صورت نشسته، چیزی خورده و نخورده، مرتب و نامرتب، از خانه بیرون می‌زند.

  • مدیریت تغییر، توضیح می‌خواهد

    در ۲ هفته گذشته با توجه به شرایط و شایعات تغییرات کابینه، یادداشت‌هایی درباره تغییر مدیران و شباهت‌های مجالس تودیع و ترحیم نوشتم و گفتم که گاهی تغییر مدیران یک ضرورت است اما حتی در یک نوبت و در یک تغییر، علت‌های اصلی آن گفته نمی‌شود. هیچ‌کس برای مردم به‌طور شفاف و درست نمی‌گوید، چرا او رفت و چرا این آمد.

  • تغییر مدیران یک ضرورت است اما!

    جلسات تودیع و ختم مدیران زنده با تغییر یک نهاد حکومتی شروع می‌شود. دست‌اندرکاران بحث‌های مدیریتی، طول عمر مدیران منصوب را، تا ۴سال بیشتر پیش‌بینی نمی‌کنند، با رفتن هر دولت و آمدن یک گروه جدید، تغییر قطاری و اتوبوسی و مینی‌بوسی دوباره شروع می‌شود، معمولا مدیرانی که دوراندیش‌تر هستند، پست قبلی را هرچه باشد، از کارشناسی تا استادی دانشگاه، حفظ می‌کنند و گروهی دیگر هم مشکلی ندارند، رفقا کار خودشان را به‌درستی انجام می‌دهند و جا برای مدیر برکنار شده در یک هیات مدیره‌ای پیدا می‌کنند، اما نکته‌ای که این یادداشت را باعث شده، برگزاری جلسات تودیع و معارفه است.

  • شباهت‌های ناگزیر

    یک ختم هم گرفته شد و پربدک نبود
    بسیار تسلیت که به ما عرضه داشتند
    لطف شما زیاد
    اما ندای قلب به گوشم همیشه گفت
    این حرف‌ها برای تو مادر نمی‌شود
    «پدر نمی‌شود، رفیق نمی‌شود، رییس نمی‌شود و...»
    شهریار
    چه کسی تا به امروز دیده و شنیده است که واعظان محترم در مجالس ختم، مرحوم یا مرحومه را به بهشت نفرستاده باشند؟

  • مدیران، محصور حاجبان دربار!

    «فرانسوا نیکولا» سفیر فرانسه در تهران(۱۳۸۱) از دیدگاه یک سیاستمدار اروپایی به خبرگزاری ایسنا گفته بود: «مسئولان ایرانی به سادگی در دسترس نیستند، البته این مسئله می‌تواند نتیجه یک گزینش اجتماعی و شیوه زندگی و آگاهانه باشد.

  • روابط عمومی باید رافع موانع موجود باشد

    روابط عمومی علم زندگی کردن است، بگذارید کمی نمایشی از روابط‌عمومی حرف بزنم. بقول دکتر نطقی، فرض کنید، صحنه، بهشت است، بازیگران، آدم و حوا هستند، سیب، عامل روابط عمومی خواهد بود، به همین سادگی.

  • توضیح بر مدیریت خودشیفتگی

    یادداشت رسیده دکتر رشید اصلانی عضو انجمن خبرگان برنامه‌ریزی را فقط با حذف یکی دو تعارف نسبت به حقیر بدون هیچ کم‌وکاستی عینا به چاپ رساندیم.

  • مدیریت خودشیفتگی

    خودشیفتگی و خودبزرگ‌بینی در جامعه ما ریشه در تاریخ دارد به‌طوری‌که با مراجعه به متون تاریخی و کتاب‌های ادبی و سخنان و نوشته‌های بعضی از سیاسیون و روشنفکران و فضای مجازی، این ناهنجاری اجتماعی و فرهنگی را می‌توان به‌سادگی مشاهده کرد.

  • کتک خوردن چشم و گوش مردم به‌دست نماینده مردم

    خبرنگار مردم کتک می‌خورد.
    نماینده مردم کتک می‌زند.
    جهان مجازی پر از واژه‌های زشت می‌شود.
    رسانه‌های داخلی موضع‌گیری می‌کنند.
    روزنامه‌نگاران رنجیده‌خاطر می‌شوند.
    نمایندگان مردم دلجویی می‌کنند.
    مردم می‌خوانند و می‌گذرند، نمی‌خوانند و می‌خوابند.
    نماینده تراکتور می‌راند و آواز خود می‌خواند.
    خبرنگار کتک خورده همچنان کتک خورده می‌ماند.

  • مدیریت قضاوت، بندبازی با جان دیگری است

    در دنیای مجازی و دریکی از گروه‌ها حکایتی را خواندم. فردی با درجه بالای نظامی که نمی‌دانم کی و کجا بود، خاطره‌ای تعریف می‌کرد که به نظرم برای همه و در همه‌جا و به‌ویژه در حوزه‌های مدیریتی و قضاوت کردن می‌تواند مفید باشد، او نوشته بود:

  • مدیریت فرهنگ یا مدیریت بی‌فرهنگی

    می‌پرسند فرهنگ به زبان ساده چیست؟ فرهنگ آپارتمان‌نشینی و اتول‌سواری را در ۲هفته گذشته به‌عنوان نمونه‌هایی ساده از فرهنگ نوشتم. همه آنچه که انجام می‌دهیم در یک سرزمین فرهنگ نامیده می‌شود و در سرزمین دیگری بی‌فرهنگی؛ انتخاب با خود ماست.

  • مدیریت فرهنگ آپارتمان‌نشینی

    وقتی در آپارتمان زندگی می‌کنی و قوانین آپارتمان‌نشینی را یک‌بار نخوانده‌ای، نام‌اش فرهنگ است.
    وقتی در آپارتمان زندگی می‌کنی و تفاوت بخش‌های اختصاصی و مالکیت مشترک یا مشاعات و عمومی را نمی‌دانی، نام‌اش فرهنگ است.
    وقتی به همسایه که احترامش از برادر و خواهر کمتر نیست، سلام نمی‌کنی، نام‌اش فرهنگ است.

  • شعارما صداقت و سلامت در فرهنگ آکواریومی است

    ناصربزرگمهر: به نام او که هرچه بخواهد همان می‌شود/ بله، او خواست که امروز، یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۵، آغاز سومین سال دوره جدید روزنامه صمت را با فوت ۲ شمع و فراموشی روزهای سخت آغازین یک روزنامه، با همکارانی که تلاش کردند و یارانی که از دور و نزدیک از هیچ مهربانی دریغ نکردند، در روز خبرنگار جشن بگیریم.

  • مدیریت فرهنگ اتول سواری

    می‌پرسند فرهنگ به زبان ساده چیست؟
    وقتی ماشین می‌خری ولی قواعد نگهداری آن را بلد نیستی، نامش فرهنگ است.
    وقتی گواهینامه می‌گیری اما هیچکدام از آنچه را که امتحان دادی رعایت نمی‌کنی، نامش فرهنگ است.

  • مقایسه مدیریت‌ها کار عبثی است

    می‌توان در دفتر فردا نوشت
    خدمت کردن از هرچیزی بهتر است
    در فرهنگ مدیریت نو، نه خردمندانه است و نه به مصلحت سیاسی جوامع، نه از علم نشأت می‌گیرد و نه اخلاق اجازه می‌دهد که بخواهیم تا مدت‌های مدید، مدیریت جدید را با مدیریت پیشین مقایسه کنیم.