• مدیریت خبر و کارت هدیه

    می‌خواهم از جامعه مطبوعات و خانواده بزرگ روابط عمومی‌ها بگویم و کمی خودزنی کنم، می‌خواهم به عنوان یک روزنامه‌نگار از شرایط ناهنجاری که در خانواده رسانه فراهم شده حرف بزنم و از روزنامه‌نگاران شریفی که همچنان به سلامت قلم معتقدند دفاع کنم.

  • مدیریت سوت

    جایی خواندم که در کشور امریکا در سال ۱۹۸۹ میلادی قانونی به نام قانون محافظت از رسواکننده، تصویب شده که از آن زمان تاکنون نیز اجرا می‌شود. بر اساس این قانون رسواکننده یا افشاکننده در پناه قانون قرار می‌گیرد.

  • مدیریت خودشیفتگی

    خودشیفتگی و خودبزرگ‌بینی در جامعه ما ریشه در تاریخ دارد به‌طوری‌که با مراجعه به متون تاریخی و کتب ادبی و سخنان و نوشته‌های بعضی از سیاسیون و روشنفکران و فضای مجازی، این ناهنجاری اجتماعی و فرهنگی را می‌توان به‌سادگی مشاهده کرد.

  • مدیریت دوستی

    روز عشق، روز دوستی فرا می‌رسد، در تقویم هم روزهایی را به این نام‌ها نام‌گذاری کرده‌اند، جوان‌ها هم با بهانه و بی‌بهانه به این مناسبت‌ها دل بسته‌اند، بعضی‌ها با این عنوان‌های خارجی و داخلی مخالفند و بعضی هم آن را با گل و شیرینی و خرس تایید می‌کنند.

  • مدیریت گفت‌وگو

    برایم یادداشت بی‌نام و نشانی را فرستاده‌اند که بدون شک حرف‌های درستی است، در این یادداشت از ضعف فرهنگ گفت‌وگو و فقدان روحیه پرسش‌گری که یکی از مشکلات بزرگ فرهنگ عمومی ما ایرانیان است صحبت شده که بدون هیچ شبهه‌ای نیاز آینده جامعه برای رشد و تکامل است،

  • تولد مدیریت باسواد چگونه است؟

    حکایتی خواندم که یک هم‌وطن برای ادامه تحصیل و گرفتن دکترا و زندگی همراه با خانواده عازم استرالیا می‌شوند. در آنجا پسر کوچک‌شان را در یک مدرسه استرالیایی ثبت‌نام می‌کنند تا او هم ادامه تحصیلش را در نظام آموزشی این کشور تجربه کند.

  • مدیریت همدردی

    مردی از شدت عصبانیت بر چهره بودا تف کرد. او یک برهمن بود و سخنانی که بودا بر زبان رانده بود، سخت کاهنان را برآشفته بود. بودا چهره‌اش را پاک کرد و از آن مرد پرسید: آیا حرف دیگری هم برای گفتن داری؟

  • مدیریت حوادث

    بازهم حادثه‌ای دیگر و مدتی بحث و گفت‌وگو و میزگرد و مناظره و خبر و یادداشت‌های این‌چنینی و چند تا فحش پنهان در دل‌ها و فراموشی، تا دی دیگری که یادمان بیاید که ماشین‌های آتش‌نشانی تجهیزات کافی ندارند، بالگرد آتش‌نشانی نداریم، پلکان برای ساختمان‌های بلندمرتبه نداریم، بیمه نداریم، اسناد و مدارک‌مان را در کامپیوتر آرشیو نداریم، کپسول آتش‌نشانی نداریم، مدیریت نداریم، مدیریت واحد نداریم و...

  • حقوق و دستمزد چگونه تعیین می‌شود؟

    این چهارمین یادداشت است که من در موضوع فیش‌های حقوقی نوشته‌ام. فکر می‌کنم مهم‌ترین وظیفه روزنامه‌نگار فاصله گرفتن از احساسات شخصی و روی آوردن به واقعیت است تا شاید با کشف حقیقتی در هر موضوع بتوانیم به عدالت اجتماعی نزدیک‌تر شویم.

  • موسسه بزرگ صمت آرام‌آرام متولد می‌شود

    روزنامه «گسترش صنعت» سرنوشت عجیبی داشته است، در یک روزی و در سال‌های اوایل انقلاب و اواخر جنگ به لطف عاشقانی در روابط عمومی سازمان گسترش متولد می‌شود، شاید هم زودتر، بعضی‌ها هم می‌گویند همزمان با تولد سازمان گسترش، خبرنامه‌ای منتشر شده که حالا اثری از آن موجود نیست، اما به هر صورت مدارکی که باقیمانده است نشان از ۲۸ سالگی را قطعی می‌کند،

  • مدیریت‌های ارزشمند و سریال حقوق و دستمزد

    اوستا مکانیک داشت سرسیلندر یک ماشین قدیمی را باز می‌کرد که چشمش به صاحب آن که جراح مشهور قلب بود افتاد که به داخل تعمیرگاه می‌آمد.
    جراح داخل شد و مکانیک با صدای بلند گفت، دکتر سلام، می‌آیی نگاهی به این موتور بیندازی؟!
    جراح با تعجب نزدیک‌تر رفت و به موتور نگاه کرد.

  • پوران فرخزاد خود خودش بود

    حدود سال هفتاد بود، تلفن دفتر مجله روزگار وصل زنگ خورد، گوشی را که برداشتم بدون اینکه سلام کند و بپرسد چه کسی پشت خط هست و با کی کار دارد،

  • کنترل مدیریت خشم

    فرصت‌های کم و پیام‌های فراوان باعث می‌شود که گاهی بعضی از ایمیل‌ها و پیام‌های متنوع در دنیای مجازی گم می‌شود یا دیر خوانده می‌شود، یک دوست عزیز این پیام را مدت‌ها قبل برایم ارسال کرده است و من آن را بازنکرده بودم و شرمنده ایشان شده‌ام، این عزیز نوشته‌اند:

  • مدیریت بز درون

    روزگاری مرید و مرشدی خردمند در سفر بودند، شبی را در خانه ‌زنی با چادر محقر و چند فرزند گذراندند و از شیر تنها بزی که آن زن داشت، خوردند، مرید فکر کرد، کاش قادر بود به آنها کمک کند‌‌ و این موضوع را به مرشد خود گفت. مرشد پس از اندکی تامل پاسخ داد، اگر واقعا می‌خواهی به آنها کمک کنی، برگرد و بزشان را بکش.

  • روابط‌عمومی‌ها صاحبخانه دل هستند

    امام رضا(ع) طلبیده است، دیدار با خاک مادر هم بهترین علت است که دلتنگی‌ها را در ساکی بریزی و یکی دوساعت خوابیدن را تحمل کنی و ۴ صبح از خانه بیرون بیایی و خودت را به یاران روابط‌عمومی‌های خودروساز بزرگ کشور برسانی و لبیک‌گویان سوار ماهانی شوی که با ۴۰ دقیقه تاخیر گازش را می‌گیرد که به کورس بعدی برسد.

  • مدیریت کوک

    شنبه قبل فرصتی شد تا با وزیر ارزشمندی که بسیار دوستش دارم صحبت کنم. بی‌مقدمه به ایشان عرض کردم که انسان‌ها مثل ساعت‌های قدیمی خانه پدربزرگ‌ها هستند، نیاز دارند گاهی با حوصله کوک شوند، گردگیری شوند و حتی روغن‌کاری شوند تا دوباره دقیق مثل ساعت کار کنند، آدم‌ها به مهربانی و توجه نیاز دارند، آنها اگر امید داشته باشند، بهره‌وری‌شان دوبرابر می‌شود.

  • ثبات در مدیریت!

    وقتی دبستان می‌رفتم، می‌گفتند وزیر امور خارجه امریکا «هنری کسینجر» است. وقتی جوان بودم او از مقابل دانشگاه تهران گذشت و دانشجویان شعار دادند. وقتی به میانسالی رسیدم، گفتند او بعد از چند دوره که وزیرخارجه چند رییس‌جمهوری بود بازنشسته شده است.

  • مدیریت دورهمی مطبوعاتی‌ها

    بیست‌ودومین نمایشگاه مطبوعات دیشب به پایان رسید، جشن خرد و دانایی و اطلاع‌رسانی با ابزار کاغذ و قلم و خودکار و مداد و رایانه و روزنامه و مجله و سایت و خبرگزاری و با حضور مسئولان و روزنامه‌نگاران و دانشجویان و بیکاران و باکاران و کمی از مردم به پایان رسید.

  • بیان اخبار سیاه و مدیریت‌های عالی

    به بهانه تغییر وزیران، می‌خواهم خلاصه بگویم که مسئولیت خود را کوچک نشمریم وکارهایی راکه ما باید بکنیم به گردن مردم نیندازیم.

  • مدیریت کارمندی

    ساعت زنگ می‌خورد، هر روز صبح دلش می‌خواهد که ساعت اختراع نشده بود. با بی‌حالی بلند می‌شود، دست و صورت نشسته، چیزی خورده و نخورده، مرتب و نامرتب، از خانه بیرون می‌زند.