• مدیران گوش شنوا

    گوش بعضی از مدیران شنوا است، یکپارچه زبان نیستند و دو گوش خود را گم نکرده‌اند، آنها فریادهای جامعه اطراف خود را می‌شنوند، توجه به صدای دیگران دارند، حتی پچ‌پچ‌ها را می‌شنوند، اگر خودشان هم نشنوند وظیفه شنیدن را به روابط عمومی‌های‌شان محول کرده‌اند،

  • سنگینی گوش مدیران ناشنوا

    گوش بعضی از مدیران سنگین است، یکپارچه زبان‌اند و دو گوش را گم‌کرده‌اند، آنها فریادهای جامعه اطراف خود را نمی‌شنوند، توجهی به صدای دیگران ندارند،

  • قرارداد ۱میلیارد دلاری ایمیدرو با بخش خصوصی

    ثمن رحیمی‌راد: به دلیل رونقی که روی به تازگی در بازار کامودیتی‌ها با آن مواجه شده، این فلز را می‌توان خوش‌عملکردترین کامودیتی در بورس فلزات لندن دانست. این عملکرد مطلوب در بازه زمانی ۱۳ تا ۱۷ ماه مارس امسال میلادی (۲۳ تا ۲۷ اسفند سال گذشته خورشیدی) ثبت شده و در جریان آن روی به نرخ ۲/۸۸۲ دلار در هر تن رسیده است.

  • مظلومیت فرزند خلف دموکراسی در هر عیدانه

    چه مظلوم است این فرزند خلف دموکراسی، این رکن چهارم مشروطیت، این چرخ پنجم آزادی، این خواهرخوانده دنیای مجازی، این برادرخوانده صنعت چاپ، این مطبوعات از همه‌جا مانده، این کاغذهای سیاه شده نخوانده، این ورق‌پاره‌های مچاله شده شب عید، این شیشه پا کن دست بانوان، این واژه‌های رهاشده در تاریخ، این کلمات تاریخ‌ساز، این خون‌دل خوردن‌های انتشار یک خبر، یک گزارش، یک گفت‌وگو، این پلکان ترقی وزیر و وکیل، این آسانسور شهرت فوتبالیست و بازیگر، این رسانه‌های همیشه حاضر، این خبرنگاران زحمتکش، این شهیدان زنده همیشه غایب، این روزنامه‌ها و هفته‌نامه‌ها و ماهنامه‌ها و ویژه‌نامه‌ها که در سرزمین‌های طلوع خورشید، در آفتاب شرق، هرروز غروب می‌کنند و هرسال می‌میرند تا همتی دیگر و بازهم تولدی دیگر با امیدهای فراوان چند خبرنگار.

  • نوروزتان پیروز

    تغییر فصل می‌تواند با خود

  • در مرگ علی معلم پرچم مطبوعات نیمه‌افراشته‌اند

    خیلی از رفقا در این چند سال اخیر رفتند، به‌نظرم از ویژگی‌های سن و سال است، سن که میره بالا، دور و برت خلوت میشه تا نوبت خودت برسه و در خانه‌ات را بزند.

  • مدیریت خبر و کارت هدیه

    می‌خواهم از جامعه مطبوعات و خانواده بزرگ روابط عمومی‌ها بگویم و کمی خودزنی کنم، می‌خواهم به عنوان یک روزنامه‌نگار از شرایط ناهنجاری که در خانواده رسانه فراهم شده حرف بزنم و از روزنامه‌نگاران شریفی که همچنان به سلامت قلم معتقدند دفاع کنم.

  • مدیریت سوت

    جایی خواندم که در کشور امریکا در سال ۱۹۸۹ میلادی قانونی به نام قانون محافظت از رسواکننده، تصویب شده که از آن زمان تاکنون نیز اجرا می‌شود. بر اساس این قانون رسواکننده یا افشاکننده در پناه قانون قرار می‌گیرد.

  • مدیریت خودشیفتگی

    خودشیفتگی و خودبزرگ‌بینی در جامعه ما ریشه در تاریخ دارد به‌طوری‌که با مراجعه به متون تاریخی و کتب ادبی و سخنان و نوشته‌های بعضی از سیاسیون و روشنفکران و فضای مجازی، این ناهنجاری اجتماعی و فرهنگی را می‌توان به‌سادگی مشاهده کرد.

  • مدیریت دوستی

    روز عشق، روز دوستی فرا می‌رسد، در تقویم هم روزهایی را به این نام‌ها نام‌گذاری کرده‌اند، جوان‌ها هم با بهانه و بی‌بهانه به این مناسبت‌ها دل بسته‌اند، بعضی‌ها با این عنوان‌های خارجی و داخلی مخالفند و بعضی هم آن را با گل و شیرینی و خرس تایید می‌کنند.

  • مدیریت گفت‌وگو

    برایم یادداشت بی‌نام و نشانی را فرستاده‌اند که بدون شک حرف‌های درستی است، در این یادداشت از ضعف فرهنگ گفت‌وگو و فقدان روحیه پرسش‌گری که یکی از مشکلات بزرگ فرهنگ عمومی ما ایرانیان است صحبت شده که بدون هیچ شبهه‌ای نیاز آینده جامعه برای رشد و تکامل است،

  • تولد مدیریت باسواد چگونه است؟

    حکایتی خواندم که یک هم‌وطن برای ادامه تحصیل و گرفتن دکترا و زندگی همراه با خانواده عازم استرالیا می‌شوند. در آنجا پسر کوچک‌شان را در یک مدرسه استرالیایی ثبت‌نام می‌کنند تا او هم ادامه تحصیلش را در نظام آموزشی این کشور تجربه کند.

  • مدیریت همدردی

    مردی از شدت عصبانیت بر چهره بودا تف کرد. او یک برهمن بود و سخنانی که بودا بر زبان رانده بود، سخت کاهنان را برآشفته بود. بودا چهره‌اش را پاک کرد و از آن مرد پرسید: آیا حرف دیگری هم برای گفتن داری؟

  • مدیریت حوادث

    بازهم حادثه‌ای دیگر و مدتی بحث و گفت‌وگو و میزگرد و مناظره و خبر و یادداشت‌های این‌چنینی و چند تا فحش پنهان در دل‌ها و فراموشی، تا دی دیگری که یادمان بیاید که ماشین‌های آتش‌نشانی تجهیزات کافی ندارند، بالگرد آتش‌نشانی نداریم، پلکان برای ساختمان‌های بلندمرتبه نداریم، بیمه نداریم، اسناد و مدارک‌مان را در کامپیوتر آرشیو نداریم، کپسول آتش‌نشانی نداریم، مدیریت نداریم، مدیریت واحد نداریم و...

  • حقوق و دستمزد چگونه تعیین می‌شود؟

    این چهارمین یادداشت است که من در موضوع فیش‌های حقوقی نوشته‌ام. فکر می‌کنم مهم‌ترین وظیفه روزنامه‌نگار فاصله گرفتن از احساسات شخصی و روی آوردن به واقعیت است تا شاید با کشف حقیقتی در هر موضوع بتوانیم به عدالت اجتماعی نزدیک‌تر شویم.

  • موسسه بزرگ صمت آرام‌آرام متولد می‌شود

    روزنامه «گسترش صنعت» سرنوشت عجیبی داشته است، در یک روزی و در سال‌های اوایل انقلاب و اواخر جنگ به لطف عاشقانی در روابط عمومی سازمان گسترش متولد می‌شود، شاید هم زودتر، بعضی‌ها هم می‌گویند همزمان با تولد سازمان گسترش، خبرنامه‌ای منتشر شده که حالا اثری از آن موجود نیست، اما به هر صورت مدارکی که باقیمانده است نشان از ۲۸ سالگی را قطعی می‌کند،

  • مدیریت‌های ارزشمند و سریال حقوق و دستمزد

    اوستا مکانیک داشت سرسیلندر یک ماشین قدیمی را باز می‌کرد که چشمش به صاحب آن که جراح مشهور قلب بود افتاد که به داخل تعمیرگاه می‌آمد.
    جراح داخل شد و مکانیک با صدای بلند گفت، دکتر سلام، می‌آیی نگاهی به این موتور بیندازی؟!
    جراح با تعجب نزدیک‌تر رفت و به موتور نگاه کرد.

  • پوران فرخزاد خود خودش بود

    حدود سال هفتاد بود، تلفن دفتر مجله روزگار وصل زنگ خورد، گوشی را که برداشتم بدون اینکه سلام کند و بپرسد چه کسی پشت خط هست و با کی کار دارد،

  • کنترل مدیریت خشم

    فرصت‌های کم و پیام‌های فراوان باعث می‌شود که گاهی بعضی از ایمیل‌ها و پیام‌های متنوع در دنیای مجازی گم می‌شود یا دیر خوانده می‌شود، یک دوست عزیز این پیام را مدت‌ها قبل برایم ارسال کرده است و من آن را بازنکرده بودم و شرمنده ایشان شده‌ام، این عزیز نوشته‌اند:

  • مدیریت بز درون

    روزگاری مرید و مرشدی خردمند در سفر بودند، شبی را در خانه ‌زنی با چادر محقر و چند فرزند گذراندند و از شیر تنها بزی که آن زن داشت، خوردند، مرید فکر کرد، کاش قادر بود به آنها کمک کند‌‌ و این موضوع را به مرشد خود گفت. مرشد پس از اندکی تامل پاسخ داد، اگر واقعا می‌خواهی به آنها کمک کنی، برگرد و بزشان را بکش.