این صحنه باشکوه را که دیدم با تمام وجود «کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من» برایم معنا شد. بانویی بزرگوار فروتنانه و صمیمانه در یکی از فضاهای سبز محله شهرآرای تهران دستکش یکبار مصرفی در دست و کیسه‌ای در دست دیگر در حال جمع‌آوری ته‌سیگارهای پرتاب شده از سوی جماعتی خودخواه و بی‌خیال بود.

بچه که بودیم از بزرگترها می‌شنیدیم «مرگ حقه» «مرگ شُتُریه که در خونه همه می‌خوابه» اجل برگشته میمیره نه بیمار سخت یا «ملک الموت این دوروبرها پرسه میزنه» و...

گفت سوار شین بریم کلانتری اونجا معلوم میشه، هر چی گفتیم بابا اینطور که شما فکر می‌کنین نیست ولی قبول نکرد. می‌گفت شما اینقدر از خودتون بی‌خودین که تو این سرما یه کاپشن نپوشیدین خلاصه رفتیم کلانتری اونجا هم کادر کلانتری، با اون لباس‌ها کلی به ما خندیدن.

امروز می‌خوام از روستا فاصله بگیرم و از یه اتفاق که در دوران جنگ تحمیلی برام افتاده بنویسم. اسفند سال ۱۳۶۲ در عملیات خیبر تو جزیره مجنون عراق با هواپیما منطقه رو شیمیایی کرد.

روستای ما متشکل از حدود شصت خانوار بود که همه به‌جز دو سه خانوار که از جاهای دیگه کوچ کرده بودن و تو روستای ما زندگی میکردن از یک طایفه و فامیل بودن و شغلشون کشاورزی و گله‌داری بود.

روزنامه امروز

یادداشت مدیرمسئول

جامعه بدون خبرنگار می‌میرد

جامعه بدون خبرنگار می‌میرد

جهان مجازی پر می‌شود از خبر فحاشی یک هنرپیشه به یک خبرنگار، اگر هنرمندانی چون انتظامی و مشایخی و جمیله شیخی و پروانه معصومی... را هنرمندانی درجه یک بدانیم و نسل نیکی کریمی و لیلاحاتمی...

tejaratb.png

sanatp.png

نرخ طلا و سکه - امروز

الو وزیر